وودی آلن می‌گوید…

یک داستانی هست، می‌گویند دو خانم مسن در رستورانی نشسته بودند. یکی به دیگری می‌گوید: «واقعا غذای اینجا خیلی افتضاحه، نه؟»… و دیگری جواب می‌دهد: همینطوره، تازه چقدر هم کمه!»… خب، من تقریبا در مورد زندگی همین نظر را دارم.

زندگی به دو بخش تقسیم می‌شود: ناگوار و شوربختانه!

مغز من، دومین عضو مورد علاقه‌ی من است.

woodyhat_resize

یکی از حسرت‌های زندگی‌ام این است که کس دیگری نیستم.

آیا ممکن است زندگی سرابی بیش نباشد و هیچ چیز وجود خارجی نداشته باشد؟ در اینصورت من قطعا من برای کفپوش خانه‌ام بیخودی پول داده‌ام.

هماغوشی بدون عشق، یک تجربه‌ی بی‌معنی است. اما به عنوان یک تجربۀ بی‌معنی، لامصب عجب چیزِ عالی است!

من خیلی به ساعت جیبی طلایی‌ام می‌نازم… پدر بزرگم وقتی در بستر مرگ بود، آن را به من فروخت!

بنظرم نباید زیاد سخت گرفت. اگه روزی معلوم شود خدایی هست، گمان نکنم موجود شری باشد. بنظرم بدترین چیزی که می‌شود راجع به او گفت، این است که موجود ناموفقی بوده!

من نمی‌خواهم به واسطه‌ی کارهایم ابدی شوم، می‌خواهم با نمردنم ابدی شوم.

من به خاطر قد و بالایم، هیچوقت نتوانستم عضو یک تیم  شطرنج بشوم.

وقتی من را گروگان گرفتند، والدینم بی‌درنگ وارد عمل شدند. آنها اتاق خالی من را اجاره دادند.

دو شایعه در مورد من خیلی رایج است: یکی این که من آدم فرهیخته‌ای هستم چون عینک می‌زنم، و دیگری این که من آدم هنرمندی هستم چون فیلم‌هایم خوب نمی‌فروشند.

وجود خداوند همانقدر محتمل است که پیدا کردن لوله‌کش در تعطیلات آخر هفته!

من تحصیلات افتضاحی داشتم. به مدرسه‌ای میرفتم که مخصوص معلمانی بود که از نظر احساسی درب و داغان بودند.

چیزهای بدتر از مردن هم در زندگی هست. تا حالا شده تمام بعد از ظهرتان را با یک مامور بیمه سر کرده باشید؟

اینجور نیست که من از مرگ بهراسم، فقط می‌خواهم وقتی سر می‌رسد، من آنجا نباشم.

پول داشتن خیلی بهتر از فقر است، البته فقط به دلایل اقتصادی…

من به خاطر تقلب در امتحان پایانی درس متافیزیک از دانشگاه اخراج شدم… در واقع، من درون روح پسری که کنارم نشسته بود خیره شده بودم.

هماغوشی، بهترین سرگرمی است که می‌شود بدون خندیدن داشت.

برای شما، من یک خدا‌ناباور هستم… برای خدا، من فقط یک مخالف صادقم.

اگر فیلمهای من باعث شوند حتی یک نفر دیگر هم احساس بدبختی کند، آن‌وقت من کارم را انجام داده‌ام.

من همیشه به موسیقی جَز علاقمند بوده‌ام. بخصوی به موسیقی جَز نیو اورلئان. این سبک موسیقی، یکی از بزرگترین نمادهای هنر در آمریکاست.

هشتاد درصد موفقیت به این است که سر کارت حاضر شوی!

آیا هنر از زندگی کپی‌ برداری می‌کند، یا زندگی از تلویزیون کپی برداری می‌کند؟

من نمیتوانم زیادبه موسیقی واگنر گوش بدهم، چون این احساس به من دست می‌دهد که باید بروم و لهستان را فتح کنم.

زندگی، سراسر بدبختی، تنهایی و رنج است – که خیلی هم زود پایان می‌پذیرد.

هی، انقدر به خود‌ارضایی گیر ندهید. این کار، عشقبازی با کسی است که من دوستش دارم!

هماغوشی، تنش را کاهش می‌دهد، اما عشق بوجود آورندۀ آن است.

چه می‌شد اگر خداوند نشانه‌ی واضحی از خود به من می‌نمایاند؛ مثلا یک حساب پُر و پیمان در یکی از بانکهای سوئیس برای من باز می‌کرد!

 می‌شود تا صد سالگی زندگی کرد، اگر همۀ آن چیزهایی که به امید آنها تا صد سالگی دوام می‌آوریم را، از زندگی‌مان کنار بگذاریم!

من معتقدم چیزی ورای ما هست که ما را زیر نظر دارد… اسم آن هم دولت است!

Advertisements

4 پاسخ به “وودی آلن می‌گوید…

  1. ناشناس 14/04/2014 در 10:24 ب.ظ.

    یکی از جذاب ترین متن های صفحه ات بود. در دو ماه گذشته 12 فیلم ازش که هنوز ندیده بودم، رو دیدم. حض بسیار بردم از حرف ها و دغدغه های کمیکش به عنوان یک اتئیست در فیلم هاش.

    ممنونم،
    مشتی خاک

    دوست داشتن

  2. یکنفر 01/08/2013 در 3:36 ب.ظ.

    “I believe there is something out there watching us. Unfortunately, it’s the government.”
    ― Woody Allen

    دوست داشتن

  3. یکنفر 01/08/2013 در 3:24 ب.ظ.

    «من اعتقاد دارم یک چیزی از آن بالا مراقب ماست، ولی متأسفانه باید بگویم آن دولت است.»

    دوست داشتن

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: