هنر جنجال برانگیز

نخستین هدف یک اثر هنری، تاثیر بر مخاطبان است. اما گاه، این تاثیر همان چیزی نیست که مورد نظر آفریننده‌ی اثر بوده است.



تابلوی نیزه، اثر برت مورای که در ژوهانسبورگ به نمایش گذاشته شد، تصویرگر رئیس‌جمهور آفریقای جنوبی، جیکوب زوما و آلت تناسلی او است. این اثر در دنیای هنر و سیاست جنجالی ایجاد کرد. منتقدان این اثر را نپسندیدند. به گفته آنها، این اثر نه تنها مبتذل، بلکه  تنها یک کپی‌برداری از سبک هنری و رنگ‌آمیزی پوستر معروف شفرد فیری است که وی از باراک اوباما پرداخته است. رئیس جمهور آفریقای جنوبی درخواست کرد این اثر از نمایشگاه و همچنین رسانه‌های عمومی حذف شود. چندی بعد، تعدادی از هواداران رئیس جمهور زوما، این اثر را تخریب کردند و بر آن رنگ سیاه پاشیدند.



چندین دهه پیش از آن که میکل‌آنژ شاهکار خود تندیس داود را بیافریند، دوناتلو هنرمند ایتالیایی دورۀ رنسانس، تندیس داود را ساخته بود. تندیس داودِ دوناتلو، از سنگ مرمر تراشیده شده بود و داود را پوشیده در ردایی نشان می‌داد. این مجسمه به صورت سمبل افتخار و شکوفایی فلورانس قرن 15 میلادی در آمد. اما چهل سال بعد، دوناتلو  مجسمه‌ی برنزین دیگری از داود نوجوان ساخت، برهنه، تنها با کلاهی بر سر و شمشیری در دست، ایستاده بر فراز سر گولیاث. گرچه گزارش‌های اندکی از واکنش‌ها به این مجسمه در دست است، اما این اثر طوفانی در زمانۀ خویش بر پا ساخت. زیرا به احتمال بسیار، این اثر، نخستین تندیس تمام‌برهنه در هنر ایتالیا در هزار سال گذشته بود. اکنون، این اثر به عنوان یکی از شاهکارهای دوران رنسانس شناخته می‌شود.

تابلوی قایق مدوسا، اثر تئودور ژریکو که در سال 1819 پرداخته شده، معانی سیاسی پنهانی در خود داشت که شاید از دیدۀ بینندگان امروزی نهان باشد. این تابلو، یادآور غرق کشتی فرانسوی مدوسا بود که در حوالی موریتانی به گل نشست. 150 خدمۀ این کشتی، برای نجات خویش مجبور به ساختن قایقی شدند تا از غرق شدن نجات یابند. تنها دو هفته بعد، یک کشتی انگلیسی 15 ملوان زنده مانده را که از تشنگی دم مرگ بودند و مجبور به تغذیه از اجساد دیگر ملوانها شده بودند، نجات داد.
این سانحه به بی‌کفایتی کاپیتان کشتی نسبت داده شد، که  عامۀ مردم می اندیشیدند بنا به روابط نزدیک با لوئی هژدهم به چنان مقامی منصوب شده بود. جزئیات تکان‌دهندۀ این تابلو از مردان گرفتار بر این قایق، علاقمندان هنری را به جناح‌بندیهای سیاسی تقسیم کرد. مخالفان سلطنت این اثر را شاهکار هنری خواندند و طرفداران سلطنت، هنرمند  را به فتنه‌گری متهم کردند.

نگهبان شب، اثر نقاش هلندی رامبراند، تابلویی است که گفته میشود زندگی رامبراند را تحت تاثیر خود قرار داد. میگویند این اثر، چندان مورد بی مهری قرار گرفت که رامبراند در سراشیبی فقر  و مسکنت قرار گرفت. اما در حقیقت، این اثر به محض نمایش، بسیار مورد توجه قرار گرفت و مدتی طولانی در گالری نمایش دهندۀ آن، در انظار عمومی باقی ماند. جنجال برانگیز بودن این اثر، به این است که هیچ جنجالی بر نیانگیخت!

زمانی که در سال 1863، ادوارد مانه اثر مشهور خود، ناهار در چمنزار را به نمایش گذاشت، نشان دادن یک انسان برهنه در یک تابلو چندان حساسیتی بر نمی‌انگیخت. اما آنچه در مورد این اثر جنجال‌ساز شد، برهنه بودن این زن در میان جمعی از مردان بود، که همه در جامه‌هایی مناسب به تصویر کشیده شده بودند! تا آن زمان، برهنگی در تابلوهای نقاشی به سبک اساطیری و رویایی نقاشیهای یونان و روم باستان پذیرفتنی و رایج بود.

اما در همان سال، مانه با نقاشی دیگرش، اُلمپیا، نشان داد که به این نظرات و حساسیتها اهمیتی نمی‌دهد. گرچه این تابلوی مانه از اثر کلاسیک ونوس اوربینو که سه قرن پیشتر خلق شده بود، الگو برداری کرده بود، اما مخاطبان هنگام نمایش این تابلو به سال 1865 در پاریس، شوکه شدند: زیرا این تصویری برهنه از یک روسپی بود. بنظر میرسد در این تابلو، روسپی از پذیرش دسته‌گل هدیه داده شده از سوی یکی از مشتریانش سر باز می‌زند. بجای آن، وی مستقیما به چشمان ناظران این تابلو خیره شده است.
واقعگرایی بی‌پردۀ این تابلو، چه در سبک و چه در آداب اجتماعی، آنرا در دیدگان مخاطبان آن سالها، جسورانه و جنجال بر‌انگیز می‌ساخت.

تابلوی درمانگاه دکتر گروس اثر نقاش امریکایی تامس ایکینز، حاوی هیچ برهنگی یا اعمال جنسی نیست. این اثر که به سال 1857 خلق شده، در واقع از یک عمل پزشکی تعجب‌آور حکایت می‌کند: قطع عضو یک بیمار برای جلوگیری از سرایت عفونت به باقی بدن، دلیلی که تنها یک نسل قبل برای قطع اعضاء بیماران توجیه‌پذیر بود! ایکینز خود شاهد این عمل در کالج پزشکی جفرسون بود در حالی که دکتر ساموئل گروس، مشغول تشریح جزئیات این عمل به دانشجویان بود. صرف‌نظر از واقعگرایی اثر و تکنیکهای ناب نقاشی بکار رفته در آن، منتقدین این اثر را بعنوان یک کار هنری، بسیار کراهت‌آور و خشونت‌بار دانستند. اما علاقمندان این اثر، ایکینز را بخاطر صداقت و نمایش صحیح جزئیات اثرش، ستودند.

دشوار است تصور کنیم تابلوی مادام ایکس که در نظر ما امروزه بسیار عادی می‌نماید، در روزگار خود جنجالی به پا کرد. این اثر بسال 1884 توسط جان سینگر سارجنت خلق شد. زمانی که این اثر در پاریس به نمایش در آمد، جنجالی بپا کرد زیرا بنظر می‌رسد نمایش دهندۀ یک اشارۀ وسوسه‌انگیز جنسی از سوی یک بانو از طبقات بالای اجتماعی است. سارجنت ابتدا لباس این بانو را تنها با یک بند شانه ترسیم کرده بود اما فشارهای بعدی باعث شد او یک بند شانۀ دیگر به لباس این بانوی محترم بیافزاید! این اثر چنان جنجالی بپا کرد که سارجنت مجبور به ترک پاریس شد. مدل واقعی این اثر، مادام گوترو، از واکنش مردم بسیار رنجیده‌خاطر شد و گرچه خود وی این اثر را سفارش داده بود، از پذیرفتن آن خودداری کرد.

این نه نقاشی یک آبریزگاه است و نه مجسمه‌ی آن! حتی مدل بهینه‌سازی شدۀ آن هم نیست. این تنها یک آبریزگاه معمولی است. تنها چیزی که آنرا با آبریزگاه‌های دیگر متفاوت می‌کند، امضای آر. مات 1917 است که بر بدنه‌ی آن نقش بسته است. این اثر که بنام چشمه شناخته می‌شود، توسط مارسل دوشان در سال 1917 در نیویورک به معرض نمایش گذاشته شد. این اثر که تنها یک شوخی بود، خشم هنرمندان دیگر را برانگیخت و منتقدان آنرا خارج از نزاکت و مبتذل خواندند. در حقیقت، این واکنشها باعث شد تا نمایشگاه آن را از لیست آثارش خارج کند و زیر پارچه‌ای بپوشاند. امروزه این اثر، یکی از  ستایش شده‌ترین آثار هنری قرن بیستم محسوب می‌شود.

پابلو پیکاسو شاهکار خود تابلوی گوئرنیکا را در جریان جنگ داخلی اسپانیا ترسیم کرد، زمانی که شهری به همین نام بفرمان دیکتاتور اسپانیا فرانکو، بمباران شد. هنگامی که این اثر  در سال 1937 در پاریس به نمایش در‌آمد، واکنشهای منفی از سوی منتقدان هنری بر آن باریدن گرفت. یک  راهنمای المانی اثار هنری آن را مجموعه‌ای درهم و برهم از اعضای بدن انسانی نامید که هر بچه‌ی چهار‌ساله‌ای می‌تواند آنرا بکشد.
این اثر اکنون یکی از الگوهای قدرتمند آثار ضد جنگ محسوب می‌شود. گرچه این اثر در مناطق زیادی از جهان بنمایش در‌آمد، اما پیکاسو اجازه نداد این اثر به زادگاهش بازگردانده شود، و تنها 6 سال پس از مرگ ژنرال فرانکو، این اثر به اسپانیا بازگردانده شد.
این اثر حتی در حال حاضر هم به عنوان یادگاری از مبارزه بر علیه فاشیزم، انسان را به تفکر وامی‌دارد. در واقع هنگامی که کالین پاول در سال 2003 در سخنرانی خود در سازمان ملل، بر لزوم حمله به عراق سخن می‌گفت، پرده‌ای آبی بر کپی این اثر، که سرسرای ورودی سازمان ملل را زینت می‌بخشد، آویزان کرده بودند!

یک قوطی سوپ آماده چه چیز جنجال برانگیزی می‌تواند داشته باشد؟ تا موقعی که به شکل اثری هنری بر دیوار نصب نشده باشد، هیچ! نقاشی‌های اندی وارهول از انواع سوپهای آمادۀ کمپبل که در سال 1962 خلق شد، می‌تواند امروزه ارزش بالایی برای مالک آن داشته باشد. زمانی که این اثر در لس‌انجلس به نمایش در‌آمد، واکنش‌های منفی زیادی را بخاطر استفاده از یک مارک تجاری بر‌انگیخت. در حقیقت بسیاری آنرا یک شوخی دانستند و در زمان نمایش آن، تنها پنج عدد از آنها فروش رفت. تنها یکی از این 32 نقاشی، در حراجی در سال 2010 به قیمت 9 میلیون دلار بفروش رفت! امروزه این سری نقاشی، یکی از دستاوردهای بزرگ اندی وارهول در زمینه هنر پاپ و تفسیر کاپیتالیزم محسوب می‌شود.


Piss Christ، عکسی از آندره سرانو است که نگاره‌ای از تصلیب مسیح را غوطه‌ور در ادرار هنرمند، به تصویر کشیده است. این اثر توسط گروه‌های مذهبی، کفر‌آمیز خوانده شد. این اثر جزئی از یک نمایشگاه جمعی از هنرمندان بود که نمادهای مذهبی را در مایعات مختلف به تصویر کشیده بودند. این سری آثار، بر حق آزادی بیان و عدم تقدس مذهبی اشاره داشتند. سرمایه گذاری 15 هزار دلاری بنیاد ملی هنر در این نمایشگاه تکان‌دهنده، سنای امریکا را به واکنش وادار کرد. نسخه‌های این اثر در نمایشگاه‌های متعدد، دائما از سوی تندروان مذهبی در معرض حمله و تخریب قرار گرفته است.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: