رنجهای بشری: تصاویری تلخ از تاریخ معاصر

برادران ناگازاکی
کودک خردسالی که بر پشت برادر بزرگ‌تر خود قرار دارد، مرده است. برادر بزرگ‌تر او را به محل سوزاندن اجساد حمل کرد، ایستاد و سوزاندن او را تماشا کرد اما حتی قطره‌ای هم اشک نریخت. او چنان لبانش را می‌گزید که خون از آنها جاری شد.
worst1b_resizeاین تصویر اندکی پس از انفجار اتمی ناگازاکی، توسط سرباز نیروی دریایی آمریکا، ”جو اُ‌دانل“ ثبت شده است. اُ‌دانل چیزهایی را در آن زمان تجربه کرد که وی را تا آخر عمر منقلب و افسرده ساخت، اما این تصویر، بیش از همه چیز او بر زندگی وی تاثیر گذاشت.
این کودک همه چیز خود در جهان را با نیروی اهریمنی شریرانه‌ترین اختراع بشری، از دست داده است، اما با اینهمه برادر کوچک خویش را بر دوش کشیده است تا مراسم شایسته‌ای برای او اجرا کند. این عکس نهایت اندوه و شجاعت را در تاریخ بشریت در خود حمل می‌کند.
زن مغول
این عکس که به سال 1913  توسط ”استفان پَس“ در مغولستانِ تازه مستقل شده ثبت گردید، داستان زن مغولی را که به مرگ ناشی از گرسنگی محکوم شده است، روایت می‌کند.
worst3_resizeیکی از مجازات‌های مرسوم در مغولستان، حبس محکومین در جعبه‌های چوبی بود که در آن به عذاب گرسنگی دچار می‌شدند. رهگذران می‌توانستند آن‌ها را مسخره کنند یا دشنام دهند. گاه برخی محکومین تا سال‌ها در این جعبه‌های قفل‌دار که بزحمت جایی برای دراز کشیدن داشتند، زنده می‌ماندند.
گاه برخی از این قفس‌ها در مکان عمومی قرار داده می‌شدند تا رهگذران بتوانند از سوراخ جعبه، غذایی بداخل آن بیاندازند. گاه این مجازات دو تا سه هفته بیشتر بطول نمی‌انجامید. سرنوشت این زن مشخص نیست و معلوم نیست عکاس نشنال ژئوگرافیک چقدر در مورد مجازات این زن، غلو کرده باشد.

سرباز‌بچۀ گریان
پسر‌بچۀ 15 ساله‌ای که در این تصویر می‌بینید، ”هانس-جورج هنکه“ است. یکی از اعضای نوجوان حزب جوانان نازی.
worst2 (1)این عکس ها در سال 1945، یک روز قبل از تسلیم آلمان نازی در جنگ جهانی دوم گرفته شده است. نا‌امیدی کامل و اشک‌های تلخِ این نوجوان، تکان‌دهنده است، درست مانند لباس‌های نظامی وی که بر تنش زار می‌زند.
worst2 (1) copy
شن‌های سفید
این دانشمند، در کنار نخستین بمب اتمی جهان نشسته است، اندکی قبل از آنکه آزمایش ترینیتی (تثلیث) آغاز شود.
worst4تثلیث، نام رمزی آزمایش نخستین بمب اتمی جهان بود که توسط ارتش امریکا در 16 ژوئیه 1945 انجام گرفت. مکان این آزمایش، که ”آزمایشگاه شن‌های سفید“ نامگذاری شد، در جنوب شرقی سوروکو در نیو‌مکزیکو قرار داشت. از این آزمایش به‌عنوان آغاز عصر اتم یاد می‌شود. بمباران هسته‌ای هیروشیما و ناگازاکی تنها چند هفته پس از این آزمایش رخ داد.

کودک شانگهای
WAR & CONFLICT BOOK ERA:  WORLD WAR II/WAR IN THE EAST/JAPAN ATTACKSسال 1937 میلادی، آغاز دورۀ دوم جنگ‌های چین و ژاپن بود. اندکی پس از شروع جنگ، هنگامی که نیروهای ژاپن در حال پیش‌روی در خاک چین بودند، عقب‌نشینی نیروهای چینی شهر شانگهای را در محاصره قرار داد. نیروهای زاپن اعلام کردند شهر را بمباران خواهند کرد. این کار ساعت چهار بامداد روز بعد انجام شد؛ اما به جای نیروهای چینی، ایستگاه راه‌آهن شانگهای – که مملو از زنان و کودکانی بود که در حال تخلیه شهر بودند – در هم کوبیده شد. بیش از 1500 زن و کودک کشته شدند.
گرچه خبرنگاران شهر را ترک کرده بودند، اما یک نفر باقیمانده بود. ”وانگ“، یک عکاس ساده، که از این کودک گریان زخمی در میان آوارها عکسی تاریخی گرفت. مردی به کمک این کودک آمد و او را از مهلکه خارج کرد. انتشار این تصاویر در جهان، موجی از نفرت علیه ژاپن بر انگیخت. ژاپن برای کشتن عکاس این صحنه، جایزه‌ای تعیین کرد ولی نیروهای بریتانیایی وی را از مهلکه نجات دادند.

آنفلونزای اسپانیایی
worst6شیوع جهانی آنفلونزای اسپانیایی به سال 1918، بیش از صد میلیون انسان را به کام مرگ فرو برود: یعنی شش برابر قربانیان جنگ جهانی اول. تصاویر هول‌انگیز بسیاری از این رویداد تاریخی بر جا مانده است: گورهای دسته‌جمعی، بیمارستان‌های مملو از بیمار… اما این عکس تاریخی به واقعیت تلخ دیگری اشاره دارد. ورزشکاران و تماشاگرانی که ماسک بر دهان، به زندگی و تفریحات معمول خویش می‌پردازند. معمولا افراد جوان و سالم اهل ورزش، در مقابل این بیماری چندان آسیب‌پذیر نیستند اما آنفلونزای مهیب سال 1918، چیز دیگری بود. حتی این ماسک‌ها نیز به کمک کسی نیامد.

تجارت بردگان
هنگامی که در سال 1853، برزیل به عنوان آخرین کشور، تجارت برده را رسما ممنوع کرد، عکاسی تازه در اولین سال‌های ظهور خویش بود. به همین دلیل کمتر عکسی از تجارت برده به دست ما رسیده است. این عکس، که جمعی از کودکان نگون‌بخت و گرسنه و ناتوان آفریقایی را که جهت فروش از آفریقا ربوده شده بودند نشان می‌دهد، به همین سبب بسیار ارزشمند است.
worst7البته این عکس زمانی گرفته شده که این بردگان کوچک، توسط کشتی انگلیسی دافنه، نجات داده شده‌اند تا به آفریقا بازگردانده شوند. کشتی دافنه در طول خدمتش، بیش از 2000 برده را نجات داد.

کودک و سرباز
این سرباز آلمان شرقی، سعی می‌کند کودکی را که در آلمان غربی از والدینش جدا افتاده، بغل کرده و از روی سیم خاردار رد کند. نگاه سرباز حاکی است که این کار چه خطراتی برای او به همراه دارد، اما با اینهمه او این کار را انجام می‌دهد.
worst8_resizeآلمان در سال 1961 با یک سیم خاردار به دو نیم تقسیم شد. بسیاری از مردم خویشان خود را در سوی دیگر گم کردند. گرچه این کودک به والدینش ملحق شد، اما این سرباز بخاطر کارش از ارتش اخراج شد و کسی از سرنوشت وی خبر ندارد. این سرباز در غبار تاریخ گم شد اما کار نیکِ وی، برای همیشه در حافظۀ تاریخ ثبت شد.

عکس‌های ویلیام ساندرز
در قرن نوزدهم، جهان غرب، کشورهای خارجی را وحشیانی توصیف می‌کرد که نیاز به تربیت شدن داشتند. در سال 1850، عکاس بریتانیایی ”ویلیام ساندرز“ به چین رفت و طی پروژه‌ای ، به بازسازی برخی رفتارهای آنان پرداخت. این عکس که مراسم گردن‌زدن یک چینی را نشان می‌دهد، در حقیقت بازسازی تئاتر‌گونه‌ای از این مراسم است: در آن زمان برای گرفتن عکس، سوژه‌ها می‌باید دقایق طولانی مقابل دوربین بی‌حرکت می‌ایستادند.
worst9این عکس و عکس‌های مشابه ساندرز، در روزنامه‌های جهان غرب بصورت وسیع چاپ شد و این نکته را به حکومت‌های اروپایی یاد‌آور شد که باید به تربیت این وحشیان پرداخت!

گذر از کنار مرگ
این عکس به سال 1933 در خارکیفِ اوکراین گرفته شده است: جایی که مردم بدون تفاوت از کنار اجساد قربانیان قحطی بزرگ اوکراین، هولودومور می‌گذرند.
worst10هولودومور یا قحطی بزرگ اوکراین، یک قحطی مصنوعی در کشور اوکراین کنونی بود که در سالهای ۱۹۳۲ و ۱۹۳۳ توسط دولت اتحاد جماهیر شوروی به دستور ”ژوزف استالین“ ایجاد شد و منجر به مرگ میلیون‌ها اوکراینی شد. استالین این قحطی را برای از بین بردن جمعیت دهقان اوکراین ایجاد کرد تا بدین ترتیب جلوی جنبش میهن‌پرستی اوکراین را بگیرد و آن‌را سرکوب کند. بسیاری از تاریخ‌نگاران، هولودومور را به عنوان یکی از بزرگ‌ترین نسل‌کشی‌های تاریخ و بزرگ‌ترین کشتار در طول زمان صلح به شمار آورده‌اند.

گور دسته‌جمعی شمارۀ 3
worst11_resizeقبل از اینکه اردوگاه مرگ بِرگن-بِلسن از سوی نیروهای بریتانیایی آزاد شود، نازی‌ها 50 هزار نفر  را در آن قتل‌عام کردند که ”آنه فرانک“ 15 ساله هم در میان آنان بود. این عکس از گور دسته‌جمعی شماره 3 در این اردوگاه، دکتر ”فریتز کلاین“ را در میان انبوهی از اجساد قربانیانش نشان می‌دهد. دکتر کلاین بعدها به خاطر همکاری در ارتکاب این جنایت بدار آویخته شد.
وظیفۀ وی، این بود که تشخیص دهد چه کسی برای بیگاری سالم است و چه کسی باید به اتاق‌های گاز فرستاده شود. او مسئولیت خویش را در قبال مرگ اسرا نپذیرفت. این عکس که به وضوح یک دکتر آلمانی این اردوگاه مرگ را در میان انبوه اجساد نشان می‌دهد، به متفقین کمک کرد تا سند محکمی بر وقوع هولوکاست داشته باشند.

ماسک‌های گاز
worst12تصویری که ”ویکتور بولا“ در سال 1937 از صدها کودک ماسک بر چهره در لنین‌گراد ثبت کرد، قرار نبود به نمادی از پلیدی جنگ یا معصومیت از دست رفتۀ کودکی بدل شود، بلکه بنا بود نمایشی از غرور و افتخار ملی کشور روسیه باشد. این تصویر، قرار بود نشان دهد کشور دارای جوانانی پر شور، تعلیم‌دیده و تن‌درستی است که از جنگ واهمه‌ای ندارند. اما تاثیر بصری این تصویر، چیزی کاملا متضاد را القاء می‌کند.
ویکتور بولا در سال 1938 به جرم جاسوسی دستگیر و محکوم شد. او به تبعیدی ده ساله در اردوگاه‌های شرق سیبری فرستاده شد. گزارش‌ها از مرگ وی در سال 1944 به دلیل سرطان معده حکایت می‌کنند اما برخی منابع می‌گویند وی اعدام شده است.

Advertisements

Comments are closed.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: