هر تصویر، داستانی می‌گوید…

دبستان ویلیام فرانتس، یکی از نخستین مدارسی بود که اجازۀ تحصیل یک دانش‌آموز سیاه‌پوست در آن صادر شد. در این تصویر، که در لوئیزیانا گرفته شده، ”روبی“ کوچک به همراه دو افسر پلیس که توسط رئیس جمهور آیزنهاور برای محافظت وی فرستاده شده‌اند، از مدرسه اسکورت می‌شود.
Bridgesچیزی که ما در تصویر نمی‌بینیم، جماعت خشمگینی است که بیرون مدرسه گرد آمده‌اند و به سوی ”روبی“ کوچک سنگ پرت می‌کنند و ناسزا می‌گویند. یکی از افسران پلیس گفت: ”روبی نمی‌ترسید، گریه هم نمی‌کرد. او مثل یک سرباز شجاع کنار ما قدم بر می‌داشت“.
روبی به اصرار مادرش و علیرغم مخالفت پدرش، به مدرسه گام گذاشت. تنها یک معلم قبول کرد به او درس بدهد، او تمام وقتش را در دفتر مدرسه می‌گذراند و تنها غذایی که از خانه آورده بود را می‌خورد، زیرا یکی از ”مادران“ سفید‌پوست تهدید کرده بود وی را مسموم خواهد کرد. روبی بعدا به یک فعال حقوق بشر تبدیل شد.

در تصویر معروف برافراشتن ”پرچم در ایوو‌جیما“، شش سرباز آمریکایی حضور دارند. آنها اعضای گروهانی موسوم به ”گروهان بی‌خیال‌ها“ بودند که پس از تصرف کوهستان سورا‌باشی، مشغول تعویض یک پرچم کوچک با پرچم بزرگ‌تری  بودند تا طبق دستور، ”بشود آن را از سراسر جزیره دید“.
picstory (2)سه تن از ایشان (استرَنک، سوزلی و بلاک) به فاصلۀ کوتاهی پس از ثبت این تصویر، کشته شدند. یکی از آن‌ها قربانی آتش خودی شد. سه تن دیگر اما، سرنوشت بهتری نداشتند. هِیز پس از جنگ یک دائم‌الخمر شد و ده سال بعد درگذشت. برَدلی گوشۀ انزوا گزید و به گرداندن یک تالار مراسم تدفین مشغول شد. معروف‌ترینِ ایشان، گانیون، بزودی به دست فراموشی سپرده شد و به سال 1979، زمانی که به شغل سرایداری مشغول بود، بر اثر حملۀ قلبی در‌گذشت.

picstory (3)”رژه‌ی پیروزی در میدان تایم“، که توسط آلفرد آیزِنستِد ثبت شد، یکی از مشهور‌ترین تصاویر جنگ جهانی دوم است. مدت‌ها بحث بر سر این بود که این ملوان و پرستاری که در آغوش اوست، واقعا چه کسانی هستند. بسیاری ادعا کردند که افراد حاضر در صحنه هستند اما سرانجام مشخص شد ملوانِ مورد نظر، ”جرج مندونسا“ است که در روز جشن پیروزی آمریکا بر ژاپن، همراه همسر خویش ریتا  به سینما رفته بود. جرج نام پرستاری که می‌بوسد را، ”گِرِتا فریدمن“ اعلام کرد. گرچه بسیاری معتقد بودند این تصویر نمونه‌ای از یک تعرض جسمی است، اما گرتا بارها اعلام کرد هیچ چیز زشتی در کار جرج ندیده است.

تصویر پسر کوچکی که دنبال پدرش می‌دود تا پیش از اعزام وی به جبهۀ جنگ، با وی وداع گوید، توسط کلود دِتلوف در بریتیش کلمبیای کانادا ثبت شد و به شدت محبوبیت یافت. این تصویر که نمادی از اتحاد و عشق ملی خوانده می‌شد، بر در و دیوار همه جا آویخته شد.
picstory (4)گرچه پدر این کودک، جک برنارد ، زنده از جبهۀ جنگ فرانسه به خانه بازگشت، اما زندگی آن‌ها پایان خوشی نداشت. زمان اعزام پدر به جبهه،  نامزد وی برنیس، کودک دیگری را باردار بود و به همین خاطر از ملحق شدن جک به جنگ، دلخور بود. کودک وی مرده بدنیا آمد. جک پس از جنگ هرگز به خانه نزد همسر و پسر خویش باز‌نگشت. آن‌ها از هم جدا شدند و هر یک زندگی مستقل دیگری تشکیل دادند.

اول ماه می 1947 بود که “اِوِلین مک‌هیل“ خود را از طبقۀ 68‌ام ساختمان امپایر استیت به پایین پرتاب کرد و روی سقف یک لیموزین فرود آمد. یک دانشجوی عکاسی که از آنجا می‌گذشت، در نخستین لحظات پس از مرگ وی، این تصویر را ثبت کرد که بعدا به نام ”زیباترین صحنۀ خودکشی“ در جهان مشهور شد.
picstory (5)اِوِلین تنها 23 سال داشت. او در زمان جنگ جهانی دوم در یگان زنان ارتش امریکا خدمت می‌کرد. پس از جنگ، او در نیویورک به شغل کتاب‌داری مشغول شد. روز قبل از خودکشی، وی در جشن تولد نامزد خویش شرکت کرد و همگی او را هنگام ترک جشن، سر حال و شادمان توصیف کردند. او سپس یاد‌داشت خودکشی‌ی از خود بجای گذاشت: ”نامزدم از من درخواست ازدواج کرد. بهتر است از زندگی او بیرون بروم. من برای هیچ‌کس همسر خوبی از کار در نخواهم آمد“.

picstory (6)این تصویر که سال 1948 در شیکاگو، بیرون از منزل خانوادۀ ”شالیفو“ گرفته شده است، ”لوسیل“ مادر باردار خانواده را نشان می‌دهد که چهار فرزند خردسال خویش (لانا، ری، میلتون و سو اِلِن) را بر اثر فقر و بدبختی به فروش گذاشته است. پس از انتشار این تصویر، موج حمایت از این خانواده به پا خواست و به آن‌ها کار و منزل پیشنهاد شد. اما با این‌همه، پدر خانواده ایشان را ترک کرد. مادر خانواده که در  آن زمان تنها 24 سال داشت، دوباره ازدواج کرد اما همسر وی نمی‌خواست بار بچه‌ها کس دیگری را بدوش بکشد. چندی بعد، پسر بزرگ خانواده در حالی که از سوءِ تغذیه رنج می‌برد، و بدنش از شپش پوشیده شده بود، توسط مدد‌کاران از این خانواده گرفته شد. دیوید به خانوادۀ مهربان ولی سخت‌گیری سپرده شد ولی از آن‌جا گریخت و در سن 16 سالگی به ارتش پیوست.
ری به قیمت دو دلار فروخته شد. سو اِلِن توسط خانواده‌ای خشن و بدرفتار به فرزند‌خوانده‌گی پذیرفته شد. آنها تا زمان پیری هیچ‌گاه گرد هم نیامدند. سو اِلِن که بر اثر سرطان درگذشت، همواره آرزو می‌کرد مادرشان در آتش جهنم بسوزد، اما پسر خانواده دیوید نظر دیگری داشت: ”او مادر ما بود، نمی‌خواست ما گرسنگی بکشیم. همه‌ی ما بشریم، همه اشتباه می‌کنیم“.

این تصویر که به سال 1965 توسط هورست فاس ثبت شده، ”وِین چافینِ“ جوان را در جنگ ویتنام نشان می‌دهد در حالی که روی کلاه‌خودش با خودکار نوشته است: جنگ جهنمی است!
picstory (7)همسر وین، زمانی که پس از جنگ در فرودگاه به استقبال وی رفت، او را در حالی دید که نسخه‌ای از مجله‌ای با تصویر خودش روی آن را، در دست دارد. خیلی‌ها می‌گفتند این تصویر، وی را مشهور و ثروت‌مند خواهد کرد اما هرگز چنین نشد. وی که از ناراحتی عصبی ناشی از جنگ رنج می‌برد، گوشۀ انزوا گزید و هرگز به آغوش جامعه باز‌نگشت. بیست سال پس از این عکس، وی بر اثر دیابت در‌گذشت. خانوادۀ وی، او را یکی از قربانیان عامل نارنجی (جنگ‌افزار شیمیایی که ارتش آمریکا در جنگ ویتنام برای از بین بردن جنگل‌های پناهگاه ویت‌کنگ به کار برد) می‌دانستند.

این تصویر که ”ایمان و اعتماد به نفس“ نام دارد، جایزۀ پولیتزر را برای ویلیام بیل به ارمغان آورد. در این تصویر، که در جریان جشن‌های سال نوی چینی در واشنگتن گرفته شده، آلن دو ساله از مامور پلیسی که می‌خواهد او زیاد به آتش‌بازی‌ها نزدیک نشود، می‌پرسد: آیا او هم یک تفنگ‌دار دریایی است؟
picstory (8)پدر آلن در آن زمان در ژاپن مشغول خدمت بود. مامور پلیس، موریس، در آن زمان به تازه به خدمت پلیس در آمده بود که در خانوادۀ ایشان کاری با سابقه بود. موریس بعدا رئیس پلیس شد. آلن کوچولو هم بعدا به کالیفرنیا نقل مکان کرد، دستیار کارگردان مشهور امریکایی اورسن ولز شد و بعد در سِمَت مسئول نور‌پردازی به کار مشغول شد.

این عکس بسیار مشهور جیمز استنفیلد، جراح قلب لهستانی ”زبیگنیف رِلیگا“ را پس از یک عمل جراحی قلب باز که 23 ساعت به طول کشیده، تصویر کرده است و جوایز بسیاری برای او به ارمغان آورد. دستیار جراح در گوشۀ اتاق از خستگی از نا رفته است. فن‌آوری قدیمی و وسایل کهنۀ اتاق عمل در این تصویر تکان‌دهنده است: چیزی که در دهۀ هشتاد میلادی در لهستان، زیاد به چشم می‌خورد. سیستم درمان رایگان عمومی لهستان، گرچه جان میلیون‌ها نفر را نجات داد، اما از عدم وجود ابزار پیشرفتۀ پزشکی رنج می‌برد.
picstory (9)رلیگا یکی از مشهور‌ترین جراحان قلب لهستان بود و وی را از پیش‌گامان فناوری پزشکی میدانستند. او مبدع شیوۀ نوینی در عمل پیوند قلب بود و بیشتر جراحی‌های خود را در لهستان انجام داد. او بعدا کار خویش را رها کرد تا وارد سیاست شود، و مدت 12 سال در مجلس لهستان حضور داشت.

این تصویر که به سمبل تکان‌دهنده‌ای  از 11 سپتامبر تبدیل شد، یکی از 12 عکسی است که ریچارد دِرو از سقوط این مرد بخت‌برگشته ثبت کرد و مشهور‌ترین آن‌ها نیز هست.
picstory (10)در آن روز شوم، بیش از  200 نفر از برج‌های مرکز تجارت جهانی بیرون پریدند یا بر اثر انفجار به پایین پرت شدند. بسیاری از آنها در طبقات بالایی ساختمان، در میان دود و آتش گیر افتاده بودند و راه نجاتی نداشتند. به همین دلیل هنوز کسی دقیقا نمی‌داند این تصویر چه کسی است. محتمل‌ترین شخص، ”جاناتان برایلی“ است که توسط همکاران و دوستان و خانواده‌اش شناسایی شده است. او یک متخصص صدا‌گذاری بود که آسم هم داشت. دود ناشی از آتش‌سوزی، عرصه  را بر او تنگ کرده و او این‌چنین خویش را از رنج و درد نجات داد. وی هنگام مرگ  43 سال داشت.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: