موجودات افسانه‌ای دنیای کهن

مرد‌-‌ماهی لیِرگانیس
این نیم‌مرد‌-‌نیم‌ماهیِ غمگین، بخشی از افسانه‌های بومی کانتربریا است. می‌گویند وی یکی از چهار پسر خانواد‌ه‌ای در روستای ساحلی ”لیِرگانیس“ بود که پس از مرگ پدر، مادرش وی را برای آموختن درودگری به بیلبائو فرستاد. روزی وی، که شناگری ماهر نیز بود، برای شنا به خلیج بیلبائو رفت اما جریان آب وی را با خود به دریا برد و دیگر کسی وی را ندید.
پنج سال بعد، ماهی‌گیران موجود دریایی عجیبی را به تور انداختند که پس از چندین بار فرار از تور ماهی‌گیران، سرانجام به دام افتاد: او مردی بود نیم انسان و نیم ماهی. ماهی‌گیران وی را به شهر آوردند اما تنها چیزی که از او شنیدند، نام لیِرگانس بود. سرانجام، آن‌ها پسر جوان را به روستای خویش آوردند و مادر وی، پسر غرق‌شدۀ خویش را شناخت. وی نه سال در کنار خانواده‌اش زندگی کرد، نه لباسی پوشید و نه حرفی زد. سرانجام روزی برای شنا به دریا رفت و دیگر هرگز بازنگشت.
01
کوریگان
برخی ایشان را پری‌های زیبا و بی‌آزاری می‌دانند، در حالی که دیگران بر این عقیده‌اند که آن‌ها موجوداتی خبیث و شرورند. این موجودات متعلق به افسانه‌های بریتانی در شمال فرانسه، قبای پشمینه بر تن، با گل‌هایی در موهایشان، شباهنگام زیر نور مهتاب در اطراف چشمه‌ساران به رقص می‌پردازند تا مسافران را فریفته، ایشان را بکشند یا کودکانشان را بربایند.
02a
کوداما
در فرهنگ عامۀ ژاپن، موجودات بی‌آزار و خوش‌مرامِ طبیعت نشینی هستند که چون اشباحی نورانی و بی‌صدا، ظاهر می‌شوند. آن‌ها به کسی آزار نمی‌رسانند و با طبیعت در هماهنگی کامل به سر می‌برند، اما اگر کسی قصد کشتن آنها را کند، یا درختی را که کوداما‌ها در آن زندگی می‌کنند قطع کند، اتفاقات بدی برایش خواهد افتاد. می‌گویند اگر کسی خانۀ درختی کودامایی را قطع کند، از آن درخت خون جاری خواهد شد.
02
دولاهان
این جنگجوی تندخو و قدرت‌مند، سوار بی‌سری بود که در دوران قرون وسطی، در فرهنگ عامۀ مردم ایرلند ترک‌تازی می‌کرد. وی که پیک سرنوشت محسوب می‌شد، بر اسب سیاه شومی سوار بود و در حالی که سر بریدۀ خویش را زیر بغل زده بود، در دل مردم هراس می‌افکند و بر قربانیان خویش، فرود می‌آمد.
03
آنتایس
فرزند تنومند و قوی پوسایدن و گایا که در صحاری لیبی، راه بر مسافران بخت‌برگشته می‌بست، ایشان را به کشتی گرفتن وا می‌داشت، ایشان را می‌کشت و استخوان‌هایشان را جمع می‌کرد تا بتواند روزی با این استخوان‌ها، به یادبود پدرش قصری بنا کند. این موجود زورگو و گردنه‌گیر، سرانجام به دست هرکول کشته شد. هرکول که بر سر راه یازدهمین خوان خویش، با آنتایس روبرو شده و از سوی وی به جدال طلبیده شده بود، با دریافتن نقطۀ ضعف وی بر او غلبه کرد: اگر پای این غول از زمین جدا می‌شد، قدرت خویش را از دست می‌داد. پس هرکول به کمک آتنا، او را از زمین برداشته و در میان بازوان خود آنقدر فشرد تا وی جان داد.
Digital Capture
بوباک
موجودی هراس‌انگیز همچون مترسک، که در شب‌های ماه کامل، با آوای گریۀ نوزادی بی‌پناه و هراسان، قربانیان را به دام مرگ خویش می‌کشاند. او از ارواح قربانیان خود، جامه‌ای دوخته و بر تن می‌کند. بر طبق افسانه‌های جمهوری چک، ارابۀ او را گربه‌هایی سیاه به این سو و آن سو می‌کشانند.
05
غول
در افسانه‌های هزار و یک شب، موجوداتی نا‌میرا که گاه جلوه‌ای غیر جسمانی نیز به خود می‌گیرند. مامن ایشان بیابان‌ها است و اغلب به شکل جانوران در می‌آیند، مردم راه گم کرده را فریفته و به خرابه‌ها برده و ایشان را می‌خورند. برخی از آن‌ها، از گوشت مردگان تازه دفن شده نیز تغذیه می‌کنند، کودکان را می‌ربایند، خون می‌آشامند و دزدی می‌کنند.
06a
جوروگومو
در فرهنگ عامۀ ژاپن، روسپی عنکبوتی یا جوروگومو، موجودی است خون‌آشام که در هیبت زنی زیبا و فریبنده، قربانیان خویش را مجذوب کرده، به دام خویش می‌افکند و آنگاه حریصانه آن‌ها را می‌بلعد.
07
سِربِروس
نگهبان قلمرو هادس در اساطیر یونانی، که سری سه‌گانه به شکل سگ و دمی به شکل سر اژدها دارد. سربروس که نمی‌توان وی را هیولایی خبیث دانست، فرزند تایفون و اکیندا است. او مردمان را نمی‌آزارد، اما وظیفه دارد از ورود زندگان به قلمرو مردگان، هادس، جلوگیری کند. سربروس را یکی از وفا‌دارترین نگاهبانان اسطوره‌ای می‌دانند.
08
کراکن
دریانوردان نروژی، عرصۀ دریاها را مامن جاندارانی عظیم‌الجثه و خطرناک می‌دانستند که با ایجاد امواج عظیم و طوفان‌های شدید، کشتی‌های بخت‌برگشته را در هم شکسته و به اعماق آبها می‌کشیدند. کراکن نیز از جمله‌ی این هیولاهای دریایی بود، جان‌داری که به عقیدۀ بسیاری، می‌توانست هشت‌پایی غول‌پیکر باشد که حضور وی با افسانه‌ها و تخیل مردمان ابتدایی، در هم آمیخته است.
09
مینوتور
مینوتور موجودی بود با سر یک گاو وحشی و اندام تنومند و ورزیدۀ یک مرد، که در هزار‌توهای جزیرۀ کِرِت می‌زیست. این هزارتو‌ها توسط دائدالوس و پسرش ایکاروس ساخته شده بود و قربانی بخت‌برگشته‌ای که در آن‌جا گرفتار می‌آد، طعمۀ مینوتور می‌شد. تنها پادشاه آتن، تسئوس بود که توانست به یاری دختر مینوتور، این موجود را کشته و خویش را از آن مهلکه برهاند. قدمت این افسانه به دوران تمدن مینوسی‌ها می‌رسد.
10
وندیگو
موجودی است خون‌آشام، مابین انسان و هیولا، نیم‌زنده و نیم‌مرده، که بر طبق اساطیر سرخ‌پوستان آلگانکوئین، انسان‌هایی که گوشت انسان‌های دیگر را بخورند به این هیولا مبدل می‌شوند. آنها آدم‌هایی هستند که از قبر درآمده‌اند اما نمرده‌اند. به سرعت حرکت می‌کنند، سیری‌ناپذیرند و همیشه دهانی خونین دارند. وندیگو با خوردن هر قربانی رشد بیشتری می‌کند و به این خاطر برخی وندیگوها بدنی غول‌پیکر و چندین بار بزرگ‌تر از بدن انسان معمولی دارند. وندیگوها همواره به دنبال قربانی‌های تازه می‌گردند و چون همیشه گرسنه‌اند اگر کسی را برای خوردن پیدا نکنند قسمتی از بدن خود را می‌خورند. این افسانه ظاهرا برای جلوگیری از شیوع آدم‌خواری در قبایل اولیه سرخپوست، ساخته و نشر داده شده است.
11
کاپا
موجود خبیث آبی است که در دریاچه‌ها و رودخانه‌ها می‌زید، و کودکان سر به هوا را طعمۀ خویش می‌سازد. بر طبق افسانه‌های ژاپنی، بدنی لاکپشت‌وار، دست و پایی چون وزغ و نوکی بزرگ دارد. گرچه کاپا در خشکی هم می‌تواند زندگی کند، اما همواره برای زنده ماندن باید سر خود را خیس نگه دارد. وجود کاپا در زاپن بسیار جدی گرفته می‌شود چنان‌که در مجاورت برخی دریاچه‌ها و رود‌ها، تابلوهایی برای هشدار به گردش‌گران، برای در امان ماندن از این هیولای آبی، نصب شده است!
12
تالوس
نگهبان عظیم‌الجثۀ برنزی جزیرۀ کرت است که وظیفۀ نگهبانی از بانویی بنام اروپا را از شر دزدان و راهزنان به عهده دارد. او روزی سه بار بر سواحل کرت چرخ می‌زند تا از ایمنی آن‌جا اطمینان حاصل کند. برخی افسانه‌ها وی را گاوی برنزی خوانده‌اند. می‌گویند وی تنها بازمانده از عصر برنز است.
13
مِنه‌هونه
زمانی که اهالی پولینزی نخستین بار به جزیرۀ هاوایی پای گذاشتند، با موجودات کوتوله‌ای روبرو شدند با تمدنی پیشرفته: آنها راه داشتند، خانه داشتند، کشاورزی و معابد خود را داشتند. این نژاد افسانه‌ای که در جنگل‌های هاوایی می‌زیستند، صنعتگرانی ماهر نیز بودند. تا کنون بقایایی از آنها یافت نشده اما نشانه‌هایی قوی وجود دارد که پیش از رسیدن پولینزی‌ها به هاوایی، تمدنی آنجا وجود داشته است.
14
گریپاس (گریفین)
این موجود افسانه‌ای، سر و بال‌های یک عقاب، تن و دم یک شیر را داشت. ترکیبی از دو پادشاه زمین و آسمان، که وی را در مبارزه علیه شر و جادو، موجودی نیرومند می‌ساخت. اعتقاد به این موجود در مینوسی‌های عصر برنز جزیرۀ کرت، و بعدها در یونان باستان رواج داشت. گرچه چنین ترکیب نیرومندی در ایران و مصر باستان نیز دیده شده است.
15
تاراسکِ
این اژدها که زمانی مناطقی از فرانسه را در وحشت فرو برده بود، سری از شیر، شش پای کوتاه خرس‌مانند، بدنی چون گاو،  پوشیده از لاکِ لاک‌پشت و دمی چون نیش عقرب داشت و کار وی آزار رساندن به مردم بیچاره بود. افسانه‌ها می‌گویند زمانی بانوی مقدسه‌ای به کمک مردم آمد، به جنگل رفت و بر این هیولا آب تربت پاشیده، وی را رستگار کرد و با خود به شهر آورد. اما پیش از آن که به مردم بفهماند این موجود اکنون بی‌خطر است، مردم هیولا را سنگ‌سار کرده و کشتند.
16
پیسیو
این جانور افسانه‌ای چینی نیز، چون همتاهای دیگرش، ترکیبی از چندین موجود دیگر بود. پیکر او بدن شیر بود، بال داشت، سر وی سر اژدها بود و پنجه‌هایش پنجه‌های موجود افسانه‌ای دیگر چینی، بنام کیلین بود. تیسیو، نگاهبان و محافظ آموزندگان فِنگ شویی بود. نمونه‌ی کهن‌تر آن، تیان لو، که دو شاخ نیز بر سر داشت، عامل برکت و نگاهبان ثروت بود.
17
سوکویانت
در فرهنگ عامۀ مردمان کارائیب، پیرزنی زشت و کریه بود که شباهنگام به دختری خوب‌رو و دل‌فریب بدل می‌شود و با زیبایی و رقص اغواگر خویش، مردان را فریفته و خون ایشان را می‌مکد، یا ایشان را به غلامان ابدی خویش بدل می‌سازد. سوکویانت، که غالبا به شکل دختری سیاه و فریبنده توصیف می‌شود، به جادوی سیاه توانا بود و می‌توانست شکل‌های مختلف به خود گیرد. او می‌توانست شباهنگام از هر روزن و شکافی به منزل قربانیانش نفوذ کند و ایشان را در دام خویش گرفتار سازد.
18
لاماسو
این موجود افسانه‌ای متعلق به تمدن‌های میان‌رودانی، گاه به هیبتی مردانه و گاه به ظاهری زنانه توصیف شده است. برخی می‌گویند او بدن شیر، بال‌های عقاب و و سر یک مرد داشته و برخی گفته‌اند او صاحب بدن یک گاو بال‌دار بوده. به هر صورت او موجودی پاک و قدرت‌مند و محافظ مردمان بوده. نام کمتر استفاده شدۀ اکدی شدو اشاره به همتای مرد لاماسو دارد.
19
مدوسا
بر اساس اسطورۀ اووید، مدوسا دوشیزه‌ای دل‌فریب بود که چون با پوسایدن در معبد آتنا، حامی شهر آتن، هم‌بستر شد، آتنا بر وی خشم گرفت، و او را به شکل موجودی زشت با گیسوانی به شکل مار در آورد، موجودی چنان کریه که هر کس با دیدن وی به سنگ بدل می‌شد. سرانجام قهرمان افسانه‌ای، پرسئوس، وی را کشت و سر وی را به آتنا تقدیم کرد.
20
دراگن
این موجود زنده‌نمای متعفن، از هیولاهای افسانه‌ای مردم اسکاندیناوی است. او که بسیار نیرومند بود، خون قربانیانش را می‌نوشید و از گوشت ایشان تغذیه می‌کرد. او قادر بود با ذهن مردمان بازی کند و ایشان را به جنون بکشاند. او حتی به خواب قربانیانش نفوذ کرده و از سرنوشت آنها، که مرگ به دست وی بود، آگاهشان می‌ساخت.
21
هایدرا
مامن این هیولای دریایی، سواحل لرنا در آرگوس بود. هیولایی با سرهای فراوان که نگهبان ورودی جهان زیرین بود. او که فرزند اکیدنا و تایفون بود، در دومین خوان از دوازده خوان هرکول، به دست وی کشته شد. گرچه هر بار هرکول یک سر وی را قطع می‌کرد، دو سر به جای آن می‌رویید، اما خواهر‌زادۀ هرکول با سوزاندن جای سرهای قطع شده، به کمک این پهلوان آمد. هرکول از خون سمی هایدرا، زهری ساخت و سلاح خویش را به آن آغشته کرد تا در نبرد با دشمنانش، وی را یاری رساند.
22
بروکسا
در افسانه‌های یهودی، پرندۀ مهاجم و بد هیبتی است که به بزها حمله کرده و شیر آنها را می‌مکد. البته او گاهی نیز شباهنگام به انسان‌های خفته حمله می‌کند تا خون ایشان را بمکد. باور به این موجود افسانه‌ای، در قرون وسطا در اروپا بسیار رایج بود. عده‌ای او را در قالب یک موجود ماده و دیگران آن را در قالب یک موجود نر خون‌آشام پذیرفته بودند.
23
بابا یاگا
یکی از معروف‌ترین شخصیت‌های فرا واقعی فرهنگ عامه‌ی شرق اروپا، پیرزنی است تند‌خود به نام بابا یاگا. این عجوزه که در اعماق جنگل زندگی می‌کرد، بر هاونی سوار می‌شد و دسته هاونی یا جارویی در دست می‌گرفت، شخصیتی دوگانه داشت: گاه کسانی را که با او روبرو می‌شدند کمک می‌کرد و گاه ایشان را می‌آزرد. بابا یاگا‌ها سه خواهر بودند.
24

Advertisements

4 پاسخ به “موجودات افسانه‌ای دنیای کهن

  1. رهگذر 30/09/2014 در 4:19 ب.ظ.

    ممنون از مطالب متنوع وبلاگتان
    در مطالب فوق به جز بخشی که وجود چنین عقایدی را به جلوگیری از همنوع خواری آدمها منتسب میکرد و احتمال قوی درست هم هست ، باقی مطالب به سمت و سوی مطالب ژانر وحشت میرود که این روزها در اکثر فیلمها بخصوص نوع هالیوودی و نسخه بی محتواتر آن بالیوود ، دیده میشود .گرچه دانستن عقاید گذشتگان خوب است و گاهی مفید فایده ، اما انسانها با تمام افت و خیز خود و تلاش فرهیختگانشان برای برقراری اصول اخلاقی بسیار گفته اند واسطوره خلق کرده اند که میتواند به سهم خود بسیار آموزنده و زیبا باشد .
    ممنون از وبلاگتان
    پاینده باشید

    دوست داشتن

  2. یکنفر 29/09/2014 در 4:51 ق.ظ.

    بسیار جالب! ولی از اساطیر فرهنگ ایران، هند،… (بختک، آل،…) نامی نبود!

    دوست داشتن

    • BigLog 29/09/2014 در 7:25 ق.ظ.

      خوشحالم که مورد توجهتون قرار گرفت… سعی می کنم در مطالب بعدی این نقایص رو جبران کنم. البته برای ما مدتهاست این موجودات از جامۀ افسانه خارج شده اند و شکل واقعی به خود گرفته اند! 🙂

      دوست داشتن

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: