از سگ‌ها… و آدم‌ها!

این سگ که کابانگ نام دارد، شاید چهرۀ وحشتناکی داشته باشد… اما او نیمی از صورت خود را هنگامی از دست داده است که دو دختر‌بچه‌ی فیلیپینی را، از برخورد با موتور‌سیکلت و مرگ حتمی، نجات داده است.
01


بالتو
بالتو یک سگ سورتمه بود که در جریان شیوع دیفتری در آلاسکا، به سال 1925، نقشی قهرمانانه ایفا کرد. هنگامی که در شهر نوم دیفتری شیوع یافت، تنها راه برای رساندن دارو برای جلوگیری از گسترش بیماری، سگ‌های سورتمه بودند زیرا سرمای سخت زمستان، شیوه‌های دیگر کمک‌رسانی را عملا نا‌ممکن می‌ساخت.
این سفر دشوار و خطرناک، در شرایطی که سورتمه‌ران گونار کاسن، حتی نمی‌توانست در کولاک برف شدید، جلوی چشم خود را ببیند، به رهبری والدو و همراهی سگ‌های دیگر، هفت روز به درازا کشید. هنگامی که سگ‌ها دارو را به شهر رساندند، همچون قهرمانان از ایشان استقبال شد. اکنون مجسمه‌ای به افتخار والدو در پارک مرکزی نیوریورک بنا شده است.
02


سُوانسی جک
جک، سگ آموزش دیده‌ای بود که همراه سرپرست خود، در نزدیکی رودخانۀ تاو در سوانسی زندگی می‌کرد. وی نخستین بار در سال 1930 بود که مانع از غرق شدن پسرکی در رودخانه شد: او به درون آب پرید، پسرک را از یقه‌اش گرفت و شنا‌کنان بیرون کشید. گرچه کسی شاهد این ماجرا نبود، اما کار جک به اینجا ختم نشد.
جک در طول هفته‌ها و ماه‌های بعد نیز افراد زیادی را از غرق شدن در یکی از خطرناک‌ترین رودخانه‌های ولز، نجات داد. در طول یک دهه، او بیش از 27 انسان را از رودخانه بیرون کشید. جک برای تلاش‌های قهرمانانه‌اش، از سوی شهرداری لندن جام افتخار دریافت کرد، جایزۀ شجاع‌ترین سگ سال و گردن‌بند زرین را دریافت کرد و مجسمه‌ای از او بر پا شد.
03


لایکا
لایکا، سگ ماده‌ای از نژاد تریر بود که پیش از سفر مشهور یوری گاگارین به فضا، نخستین جان‌داری بود که از جو زمین خارج شد و به فضا رفت. او که در خیابان‌های مسکو زندگی می‌کرد، همراه سفینۀ اسپاتنیک 2 به مدار زمین فرستاده شد. گرچه لایکا به شهرت بسیاری دست یافت، اما بر اثر گرمای بیش از اندازه در چهارمین گردش فضاپیما به دور زمین، جان سپرد و بقایای وی نیز هنگام بازگشت فضاپیمای اسپاتنیک به جو زمین، سوخت و خاکستر شد… اتفاقی که خشم بسیاری را نسبت به شوروی سابق برانگیخت.
04


هاچیکو
این سگ که از نژاد آکیتو اینو بود، یکی از وفادارترین سگ‌های تاریخ شناخته می‌شود. او که توسط یک مدرس کشاورزی از خیابان نجات داده شده و نگهداری می‌شد، هر روز به ایستگاه قطار شیبویا میرفت و در انتظار بازگشت صاحبش از کار، می‌ایستاد. زمانی که صاحب وی در محل کارش در گذشت و دیگر بازنگشت، هاچیکو هر روز به ایستگاه قطار باز می‌گشت ومنتظر وی می‌ماند. او حتی از خانۀ صاحبان جدیدش می‌گریخت تا به انتظار صاحب قبلی خویش بایستد. مردم در این مدت به او آب و غذا می‌دادند.
هاچیکو ده سال تمام به ایستگاه رفت و منتظر صاحبش ماند تا این که درگذشت. مرگ وی به دلیل سرطان بود. اکنون مجسمه‌ای از هاچیکو در ایستگاه قطار شیبویا نصب شده… و جایی که او به انتظار دوستش می‌ایستاد، با جای پنجه‌هایی برنزی، منقش شده است.
05


بامر و لازاروس
در اواسط قرن نوزدهم، زمانی که در شهر سن‌فرانسیسکو همۀ سگ‌های ولگرد جمع‌آوری و معدوم می‌شدند، تنها دو سگ از این قاعده مستثنی بودند: بامر و لازاروس. این دو سگ آواره، مورد توجه تمام اهل شهر بودند، زندگی و دعواهای آنها با سگهای دیگر، در روزنامه‌ها با آب و تاب شرح داده می‌شد و مردم پیگیرِ زندگی این دو بودند. حتی مارک تواین نیز در اثر معروف خویش، هاکلبری فین، به این دو پرداخت.
دلیل شهرت این دو سگ ولگرد، در دوستی ایشان نهفته بود. بامر زمانی در شهر سن‌فرانسیسکو غذا گدایی می‌کرد تا زمانی که سگی جدید وارد شهر شد. این سگ نو رسیده، از سوی سگ‌های قلدر محل مورد حمله قرار گرفت و نزدیک بود پاره پاره شود که بامر با تمام توان، به کمک وی آمد، او را از مهلکه نجات داد و به پرستاری از او پرداخت. مردم نام لازاروس (ایلعازر) را بر سگ جدید نهادند. دوستی این دو سگ، مدتها دست‌مایۀ داستان‌ها و مورد توجه مردم بود. بعدها، زمانی که بامر با گلوله‌ای مجروح شد و لازاروس او را تنها گذاشت، خشم مردم شهر برانگیخته شد. افسانۀ این دو سگ، سال‌ها پس از مرگشان نیز، سینه به سینه می‌گشت.
06


باب
باب، سگ راه‌آهن، معروف‌ترین سگ تاریخ استرالیا است. او که به دلیلی نامعلوم، شیفتۀ قطارها بود، همیشه در حال دنبال کردن خط آهن و کارگران آن بود. او گرچه میان کارمندان راه‌آهن محبوب شده بود، اما توسط ماموران شهرداری گرفتار شد و اگر توسط یک مامور انتظامات راه‌آهن خریداری نمی‌شد، سرنوشتی نامعلوم در انتظارش بود. صاحب جدید وی، او را با خود سوار قطار می‌کرد و نام باب را بر وی نهاد.
زمانی که مامور راه‌آهن مجبور به ترک خدمتش شد، باب به سوار شدن بر واگن‌های قطارهای عبوری ادامه داد. او حتی گاه یک واگن کامل را در اختیار خود می‌گرفت و با خشم تمام، اجازه نمی‌داد کس دیگری بر آن سوار شود. او از سوی راننده‌های قطار پذیرفته شد و غذای گرم دریافت می‌کرد. باب، زمانی چنان مشهور شد که کودکان با دیدن وی به دنبال قطار می‌دویدند. او در میهمانی‌ها پذیرفته می‌شد، قلادۀ مخصوصی به وی اهدا شد، می‌توانست هر جا بخواهد برود و کسی حق آزار رساندن به وی را نداشت.
07


گروهبان استابی
این سگ نژاد پیت‌بول، در طول جنگ جهانی اول، در یک واحد ارتشی در خاک فرانسه ظاهر شد و به سرعت برای خود محبوبیت یافت و بدل به یک قهرمان جنگی شد. استابی با شامۀ تیز خود، هنگام حمله شیمیایی، سربازان را از وقوع آن با خبر می‌کرد تا ایشان زمان لازم برای پوشیدن ماسک ضد گاز داشته باشند. او در عملیات تجسسی و نجات سربازان، مهارت بسیاری داشت. استابی حتی یک بار یک جاسوس آلمانی را دستگیر کرد؛ و پس از آن به درجۀ گروهبانی مفتخر شد: افتخاری که تا آن زمان نصیب هیچ سگی در میدان نبرد نشده بود.
08


بَری
بری سگی از نژاد سنت‌برنارد بود که در کوهستان‌های مرزی ایتالیا و سوئیس، به نجات گرفتار شدگان می‌پرداخت. نژاد سگ‌های سنت‌برنارد در طی صدها سال، برای نجات و کمک انسان‌های گرفتار در برف و کوهستان، آموزش داده شده است. این سگ‌ها، بیشتر مواقع بصورت زوج به گشت در کوهستان می‌پردازند: زمانی که فرد گرفتاری را بیابند، یکی از آنها به نجات وی و گرم کردنش می‌پردازد، و دیگری به ایستگاه نجات بازگشته و گروه کمک را به محل می‌رساند.
بری یکی از مشهور‌ترین سگ‌ها از این دسته بود. وی در 12 سال خدمتش، بیش از 40 انسان را از برف و مرگ نجات داد. مشهورترین عملیات نجات وی، مربوط به پسربچه‌ای بود که در لبۀ یک نقاب برفی گرفتار شده بود. بری خود را بازحمت فراوان به او رساند و وی را گرم نگه داشت تا گروه نجات برسد. اما حتی گروه نجات هم نمی‌توانست خود را به پسرک برساند. پس بری، پسرک را بر پشت خود سوار کرد، و سانتی‌متر به سانتی‌متر آن نقاب یخی مرگ‌بار را پیمود تا پسرک را به پایین برساند. بری چنان ازمحبوبیت برخوردار بود که از زمان مرگش تا امروز، همواره یک سگ سنت برنارد به اسم وی نام‌گذاری می‌شود.
09


مانچ
یکی از مشهورترین سگ‌های امداد و نجات، مانچ مجاری بود که همراه تیم خود از شهر میشکولتسِ مجارستان، در زمین لرزه‌ها به یافتن بازمانده‌ها کمک می‌کرد. این سگ، که گرداگرد جهان را همراه تیم خویش می‌گشت، از شامه‌ای فوق‌العاده برای پیدا کردن افراد زنده زیر آوار و نیز از تبحری خاص برای مطلع کردن اعضای نجات برخوردار بود. پیش از مرگ وی به سال 2006 میلادی، مجسمه‌ای از وی در شهر میشکولتس برپا شد.
10


موستَش (سبیلو)
زندگی این سگ نژاد پودل، با افسانه‌ها در هم آمیخته است. وی در جریان نبرد اوسترلیتز در سال 1805 میلادی، که به پیروزی بزرگ ناپلئون و در هم شکستن ائتلاف سوم انجامید، موفق به دستگیری یک جاسوس اتریشی شد و در حالی که یک پای خویش را بر اثر انفجار توپ از دست داده بود، پرچم فرانسه را به اردوگاه خویش بازگرداند. موستش (سبیلو) به دریافت مدال شجاعت و فداکاری نیز مفتخر شد.
11


فیدو
همچون هاچیکو، فیدو نیز سگی بود که در اوج درماندگی و شرایط رو به مرگ، توسط یک کارگر کوره‌پز‌خانه‌ی ایتالیایی، نجات داده شد. این کارگر مهربان، وی را به خانه‌ش برد، از او مراقبت کرد و دوستی پایداری بین این دو برقرار شد. فیدو در طول جنگ جهانی دوم، زمانی که هر روز ایتالیا زیر بمباران شدید قرار داشت، به ایستگاه اتوبوس می‌رفت و بازگشت صاحبش ر از سر کار انتظار می‌کشید.
اما روزی صاحب فیدو دیگر بازنگشت: او بر اثر بمباران کارخانه‌ش، مرده بود. اما فیدو هر روز، با اصرار بر سر قرار خود حاضر می‌شد، منتظر دوستش می‌ماند و وقتی اتوبوس از ایستگاه می‌رفت، سر‌خورده و افسرده آنجا را ترک می‌کرد. فیدو 14 سال تمام، هر روز به آن ایستگاه آمد تا بازگشت دوست و نجات‌دهنده‌اش را شاهد باشد. او توجه تمامی اروپا را به خود جلب کرد، مدال‌ها و افتخارات بسیاری به او هدیه شد… اما فیدو هرگز بازگشت دوست خویش را ندید.
12


بامزی
این سگ که از نژاد سنت برنارد بود، در طی جنگ جهانی دوم در یک کشتی جنگی نروژی در آب‌های اسکاتلند، به خدمت مشغول بود. او که جثه‌ای بزرگ و رفتاری پر محبت و گرم داشت، از سوی دیگر بسیار مسئولیت‌پذیر و با وجدان بود. او که در زمینۀ مین‌یابی تخصص داشت، چنان در میان خدمۀ کشتی محبوبیت داشت که تهدید کرده بودند در صورت انتقال بامسه به کشتی دیگری، شورش خواهند کرد. بامسه بارها ملوانان را از غرق شدن در دریا، و یا در درگیری‌های شهری با اراذل و اوباش، نجات داده بود. تصاویر بامسه هر کریسمس با کلاه ملوانی، بر کارت‌های تبریک نقش می‌بست و همه جا منتشر می‌شد.
13


بابی
بابی سگی از نژاد تریر بود و صاحبی داشت به نام جان گَری، یک باغ‌بان ساده که بعدها به نیروی پلیس پیوست. بابی چنان به صاحبش علاقمند بود که زمانی که وی در سال 1858 به مرض سل در‌گذشت و در گورستان گریفرایس و در گوری بی‌نام و نشان دفن شد، هر روز بر سر قبر وی حاضر می‌شد و کنارش می‌خوابید. بابی این کار را به مدت 14 سال، تا سال 1872 بدون وقفه انجام داد. بابی در سراسر اسکاتلند چنان مشهور شد که مردم از همه جا برای دیدن وی، به گورستان می‌آمدند. پس از مرگ بابی، مجسمه‌ای از وی در نزدیکی گورستان قرار گرفت.
14


سگ‌های سونامی
پس از زمین‌لرزه و سونامی شدیدی که اخیرا در ژاپن روی داد، دوربین‌های تلویزیونی که این فاجعه را پوشش می‌دادند، تصاویری شگفت‌انگیز از سگی را ضبط کردند که در آن اوضاع، کنار رفیق زخمی و درماندۀ خویش مانده و از وی مراقبت می‌کرد. این سگ، خشمگینانه از نزدیک شدن هر امدادگری به دوستش جلوگیری می‌کرد. مدتی طول کشید تا امدادگران تواسنتند اعتماد سگ وفادار را جلب کنند، به آن‌ها نزدیک شده و هر دو را برای درمان و رسیدگی، به مکانی امن منتقل کنند.
15 (1) 15 (2)

Advertisements

2 پاسخ به “از سگ‌ها… و آدم‌ها!

  1. lk 05/01/2015 در 8:03 ق.ظ.

    این پست از آنهایی است که بسیار اشک من را در آورده است. در قسمت بامر و لازاروس سطری چنین نگاشته شده: «بعدها، زمانی که بامر با گلوله‌ای مجروح شد و لازاروس او را تنها گذاشت، خشم مردم شهر برانگیخته شد.» فکر می کنم درستش این باشد: «بعدها، زمانی که بامر با گلوله‌ای مجروح شد و لازاروس را تنها گذاشت، خشم مردم شهر برانگیخته شد.» البته در تابلو هم اشاره شده که لازاروس در یکماه آینده به بامر پیوست. با سپاس.

    دوست داشتن

    • BigLog 05/01/2015 در 8:27 ق.ظ.

      با سپاس از شما، خیر جمله درست است و لازاروس پس از مجروح شدن بامر، او را رها کرد و به او رسیدگی نکرد… همین مسئله هم موجب عصبانیت مردم از دست لازاروس شد. ممنون از توجه شما

      دوست داشتن

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: