بایگانی دسته‌ها: اجتماعی

از روبرو با شلاق!

√ پول ریشۀ همه شرها است. اما اگر پول نداشته باشی، جامعه چندان به تو روی خوش نشان نمی‌دهد. هر چه از این ”شر“ کمتر داشته باشی، کمتر هم آدم به حساب میایی… به زمین خوش آمدید! 

√ فرمولِ ”سر شب خوابیدن و کلۀ سحر بیدار شدن“، شما را در طیف طبقۀ کارگر قرار می‌دهد… ثروتمند‌ها، اختیار زمان خوابیدن و بیدار شدن‌شان دست خودشان است. 

√ هر کدام از ما، یکی از تریلیون‌ها موجود زنده روی یکی از تریلیون‌ها سیارۀ واقع در تریلیون‌ها کهکشان، متعلق به یک کیهان بی‌انتها و همیشه چرخان هستیم… و با این‌همه، همیشه کسانی هستند که خود را ”مهم“ می‌پندارند. به این اشخاص، ”مرد“ و ”زن “ گفته می‌شود. شاید لازم باشد از آن‌ها اجتناب کنید. 

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

Advertisements

از دفتر خاطرات روسپی‌ها

”یه بار یه مشتری ازم خواس پشتشو بخارونم… یه ساعت و نیم پشتشو خاروندم، بدون این که کار دیگه‌ای بکنیم!“

”واسه یه سال و خرده‌ای، هفته‌ای یه روز می‌رفتم پیشش، حتی رخت چرکهام هم می‌بردم خونه‌اش می‌شستم. بعدش دو‌تایی مست می‌کردیم، اونم بغلم می‌کرد و از زندگی افتضاحش برام تعریف می‌کرد. دو سه بار هم بین حرفاش می‌زد زیر گریه… کارمون همین بود.“

”یه مشتری دانشجو داشتم، یه شب بهم 250 دلار داد تا بهش رقص یاد بدم… خب منم یادش دادم.“

”یکی از مشتریام فقط نقاشیم رو کشید. حتی ازم نخواس لباسامو در بیارم.“

”خیلی از مشتریام فقط بهم زنگ میزنن که برم و بغلشون کنم… خیلیا فقط می‌خوان یکی باشه بهشون محبت کنه و به حرفاشون گوش بده…“

”یه بار یکی بهم 400 دلار داد تا با لگد بزنم تو بیضه‌هاش. بعدم شال و کلاه کنم و با کفش پاشنه بلند روش راه برم!“

”یه مشتری داشتم دیوونۀ پری دریایی بود. کار منم این بود که وقتی میرم پیشش، از این لباسای پری دریاییا بپوشم. وانمود کنم کف زمین دارم خفه می‌شم. اون هم وانمود می‌کرد منو نجات میده و میبره میندازتم توی دریا که تا ابد به خوبی و خوشی زندگی کنم…“

”یه مشتری داشتم باهاش می‌خوابیدم، تا یه بار فقط ازم خواس چند تا از این شلوارای گل‌گلیِ چسبون براش بپوشم، نگام کنه!“

”یه آقایی بود بعضی شب‌ها می‌اومد فاحشه خونه، یه دختری می‌خواس که لباس بپوشه چسان‌فسان کنه، بعد بشینه رو شکم آقا. اون آقاهه هم همین‌جور یه داستانی تعریف می‌کرد که چطور یه بار چند تا دختر مکش مرگ ما، اونو با ماشین زیر گرفته بودند… یه بار حتی از من خواست با ماشینم زیرش بگیرم. گفتم نه… خواستم در برم، که پاشو گذاشت زیر چرخ ماشین… فرداش هم اومد یه پنجاه دلاری گذاشت کف دستم!“

”یه مشتری بود، می‌خواست براش لباسای اون چنانی بپوشم و اتاقو براش جارو بکشم… اونم فیلممو ور می‌داشت. نه لخت می‌شدم نه چیزی… همین!“

”یه بار یکی از مشتریام منو برداشت با ماشینش، رفتیم لب ساحل تا من اقیانوس رو از نزدیک تماشا کنم. آخه تا اون موقع از نزدیک اقیانوس رو ندیده بودم.“

والت دیزنی: رویاهایی از جنس وحشت و خون


پینوکیو


1_resize
در اولین نگارش داستان، عروسکِ چوبی بواسطه‌ی اعمال بدش، از سوی پدر ژپتو محکوم به نابودی می‌شود، اما پینوکیو از خشونت پدر ژپتو می‌گریزد. هنگامی که ژپتو به تعقیب پینوکیو بر می‌آید، توسط پلیسی که گمان می‌برد پیرمرد قصد آزار پینوکیو را دارد، دستگیر و به زندان افکنده می‌شود. در همین حال پینوکیو به منزل ژپتو باز می‌گردد و در آنجا یا جیرجیرک صد ساله‌ی پیری روبرو می‌شود که به پینوکیو اخطار می‌کند پسرهای بد، به الاغ تبدیل خواهند شد. اما پینوکیو با چکشی، جیرجیرک معروف والت دیزنی را ”له“ می‌کند!
در داستان اولیه، پینوکیو به زحمت از سوختن بعنوان هیزم آتش نجات می‌یابد، پنجه‌ی گربه‌ی شروری را با دندان می‌کند و با پری مو آبیِ زیبایی ملاقات می‌کند. پری به پینوکیو اعتراف می‌کند که در حقیقت دختر جوان مرده‌ای است که منتظر است تا مردم برای دفن جسد وی بیایند. سرانجام پینوکیو توسط گربه‌ی شرور (گربه نره) و همکارش روباه، از درختی آویخته می‌شود تا به آرامی به مرگی رقت‌بار، در می‌گذرد…
اما این پایان، چندان به مذاق ناشران و ویراستاران آن زمان خوش نیامد. پس تغییراتی لازم بود. قسمت دومی به داستان افزوده شد که در آن، پری زیبا، پینوکیو را نجات داده و نزد خود می‌آورد. اما پینوکیو به کارهای بد خود ادامه داده و تبدیل به الاغ می‌شود. سپس یک موسیقیدان او را می‌خرد تا اورا بکشد، پوستش را بکند و از آن طبل درست کند! سرانجام موسیقیدان پینوکیو را در دریا غرق می‌کند، ماهی ها شروع به خوردن گوشت و استخوان او می‌کنند تا تنها بدن چوبی عروسک باقی می‌ماند. اینجاست که پینوکیو توسط کوسه‌ای بلعیده می‌شود و در شکم آن، پدر ژپتو را می‌یابد که سعی در خوردن ماهی زنده‌ای را دارد که دائم از دستش لیز می‌خورد. پایان داستان را همه میدانیم. پینوکیو از پدر خود پرستاری می‌کند و به پاس پسر خوبی بودن، تبدیل به کودکی واقعی می‌شود.

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

آن چه با دنیا می‌کنیم…

من و بابا و زندگی

هر کاری از بابای من ساخته است… حتی بافتن موهای منs00sh (2)

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

از سگ‌ها… و آدم‌ها!

این سگ که کابانگ نام دارد، شاید چهرۀ وحشتناکی داشته باشد… اما او نیمی از صورت خود را هنگامی از دست داده است که دو دختر‌بچه‌ی فیلیپینی را، از برخورد با موتور‌سیکلت و مرگ حتمی، نجات داده است.
01 ادامهٔ این نوشته را بخوانید

شارلی را بکش!

مرگ ژنرال دوگل
هشت روز پیش از آن که ”ژنرال دوگل“ در زادگاهش کلمبه درگذرد، کلوب شبانه‌ای در ”سن‌لورن دو پونت“ طعمه‌ی آتش ویران‌گری شد که در نتیجه‌ی آن، 142 نوجوان و جوان جان باختند و شدت سوختگی بدن نجات‌یافتگان این فاجعه، تا نود درصد نیز می‌رسید. این فاجعه، به قدر کافی مصیبت‌بار و غم‌انگیز بود که مدت‌ها صدر اخبار فرانسه را به خود اختصاص دهد اما درگذشتِ همزمان ژنرال دوگل، قهرمان ملی فرانسه، باعث شد این اخبار این مصیبت به حاشیه رانده شود.
در آن هنگام، تنها نشریه‌ی فکاهی که با جسارت به این موضوع پرداخت، هفته‌نامه‌ی فکاهی هاراکیری بود. این نشریه با چاپ تصویری در صفحه‌ی نخست خود، چنین نوشت: ”رقص تراژیک در کلمبه: 1 نفر کشته“
heb1این عمل نشریه‌ی ”هاراکیری“، چون جرقه‌ای در انبار باروت، خشم بی‌حدی در فرانسه بر‌انگیخت: دولت وقت، انتشار آن را ممنوع اعلام کرد و این عمل را نا‌بجا و نا‌بخردانه خواند. این نخستین باری بود که نشریه‌ی فکاهی ”هاراکیری“ جنجال بزرگی در اروپا برانگیخت: نشریه‌ای که بعد‌ها تغییر نام داد و اینک ما آن را با نام شارلی اِبدو می‌شناسیم.

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

سفر بُن‌سای تنها

”درون قاب خود، محدوده‌ای که آدمی برای او تعیین کرده است، این درخت بُن‌سای که نمادی از طبیعت بی‌انتها است، سفر می‌کند… اینجا ما با تضادی ابدی روبرو هستیم، و من تلاش کرده‌ام تا قدرت و گوهر وجودی طبیعت را در این سفر نشان دهم…“

bonsaiJ (9)
این بُن‌سای، که شیکی (shiki) نام دارد، سفر ده ساله‌ای را به چهار‌گوشه‌ی زمین تجربه کرده است… محصور در قاب خود، او از اعماق دریاها تا فضای بی‌پایان، از صحرا‌ها تا رود‌ها، قاره‌ها و شهر‌ها را پشت سر گذاشته است. این سفر، محصول کار هنرمند مجسمه‌ساز ژاپنی، آزوما ماکوتو است. همکار آزوما، شونسوکه شینوکی، تصاویری از این سفر طولانی را ثبت و در نمایشگاهی در برابر دید همگان قرار داده است. با این بُن‌سای همراه شوید…

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

تنهاترین مردِ جهان

”اِسلاوا کوروتکی“، هوا‌شناسی است که به تنهایی در یک ایستگاه هوا‌شناسیِ دور افتاده، در شمال روسیه، نزدیک قطب شمال روزگار می‌گذراند. یک ساعت زمان می‌برد تا از نزدیک‌ترین شهر با هلیکوپتر به خودا‌خوریکخا رسید.
alone (5)”اِوجِنیا آرباگاوا“، خانم عکاسی که خود در قطب شمال زندگی می‌کند، زندگی روزمره‌ی این مرد تنها را به تصویر کشیده است… مردی که کیلومترها دور‌تر از مردمان، در سرزمینِ سرما و برف، با چوب کبریت برای خودش کار‌دستی می‌سازد و بر قایق دست‌ساز خویش سوار می‌شود… شاید تنها‌ترین مرد جهان.

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

برگزیدگان سال عکاسی شهری

UrbanPhoto2015 (2)

تصویر برگزیدۀ موبایل… شیکاگو، اثر کوکا لی (چین)

امسال نیز شرکت CBRE برای نهمین سال پیاپی، برگزیدگان عکاسی شهری را به انتخاب کارشناسانش معرفی کرده است. با هم نگاهی به چهارده تصویر برگزیده‌ی سال 2015 عکاسی شهری می‌اندازیم.

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

در لحظه‌ی اعدام…

به من بگین، وقتی سرم از تنم جدا شد، هنوز می‌تونم چیزی بشنفم؟ ولو برای یک لحظه؟ می‌تونم بشنفم خون چه جوری از بیخ گردنم فواره می‌زنه؟ چه پایان لذت‌بخشیه برای همه لذت‌ها!
پیتر کورتن (خون‌آشام دوسلدورف)(اعدام با گیوتین به سال 1931)

برید به درک!
جان وین گیسی (دلقک قاتل)(اعدام با تزریق کشنده به سال 1994)
1

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

تصاویر برگزیده‌ی سال نشنال ژئوگرافیک

بنیاد نشنال ژئوگرافیک (جغرافیای ملل) امسال هم از میان 17000 شرکت کننده در مسابقه‌ی عکاسی خود، سه برگزیده‌ی نهایی و هفت تصویر شایسته را انتخاب کرده است. با هم به این تصاویر نگاهی می‌اندازیم.

ngp2015 (1)

تصویر برگزیده: همدمانِ نهنگ های گوژپشت – از انور پجانه

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

صنعت شهوت

صنعت شهوت‌، یکی از بزرگ‌ترین و سود‌آورترین صنایع جهان است. این صنعت شامل خود‌فروشی، پاتوق های برهنگی، روابط تلفنی و پورنو‌گرافی می‌شود. سالانه بیش از سیزده هزار اثر پورنو‌گرافی تولید می‌شود که بیش از 13 میلیارد دلار سود برای دست اندر‌کارانش در بر دارد؛ در حالی که ”هالیوود“ سالانه نزدیک به 500 فیلم تولید کرده و تنها 8.8 میلیارد دلار سود کسب می‌کند.

poinc (3)
ادامهٔ این نوشته را بخوانید

برگزیدگان سال عکاسی رسانه‌های جهان

تربیت میمون برای سیرک، اثر عکاس چینی Yongzhi Chu

تربیت میمون برای سیرک، اثر عکاس چینی Yongzhi Chu

”World Press Photo“، سازمانی غیر انتفاعی و مستقل است که به سال 1955 بنیان‌گذاری شد. این سازمان که در آمستردام هلند قرار دارد، هر ساله از میان عکس‌های خبری و هنری جهان، برگزیدگانی را معرفی می‌کند. از سال 2011 به این سو، این سازمان با همکاری سازمان دیده‌بان حقوق بشر، مسابقه‌ی سالیانه‌ی دیگری نیز برای عکاسان مستقل خبری برگزار می‌کند. با هم به برگزیدگان عکاسی امسال ورلد پرس فوتو نگاهی بیاندازیم.

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

مفتخرانِ بی‌شرم


مهربانی با جانداران، ارتباط مستقیمی با شخصیت نیک آدمی دارد… می‌توان با اطمینان گفت کسی که به جانوران آزار می‌رساند، نمی‌تواند انسان خوبی باشد. (آرتور شوپنهاور)


BLG (1)

ادامهٔ این نوشته را بخوانید