بایگانی برچسب‌ها: فرهنگ

داستان‌هایی برای باور نکردن

هنگامی که یک مرد 57 سالۀ ژاپنی، پی برد که لوازم منزل و خوراکی‌هایش به شکلی عجیب ناپدید می‌شوند، تصمیم گرفت در گوشه و کنار خانه، دوربین‌های مدار‌بسته‌ای کار بگذارد. زمانی که وی روز بعد، به تماشای تصاویر ضبط شده پرداخت، با واقعیتی عجیب روبرو شد: در تصاویر، زنی کوچک‌اندام و شبح‌گونه، از داخل کمد دیواری اتاق خواب وی بیرون خزید، غذای وی را خورد، پول‌های او را برداشت، و حتی به حمام رفت، دوش گرفت و دوباره به سوراخ خود خزید. مرد ژاپنی پلیس را در جریان گذاشت. پلیس پس از جستجو، زن کوچک اندام را در حالی که در کمد منزل مخفی شده بود، پیدا کرد… تحقیقات مشخص کرد این زن بیش از یک سال، بدون آن که صاحب‌خانه متوجه شود، در داخل کمد منزل وی زندگی کرده است!

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

و اسکار تعلق نمی‌گیرد به…

توهم بزرگ (1937) – ژان رنوار
1b
این شاه‌کار سینمای فرانسه که داستان فرار گروهی افسر فرانسوی در جنگ جهانی اول از اردوگاه را نقل می‌کند، همواره در میان منتقدان و سینما‌گران، یکی از بهترین فیلم‌های ساخته شده‌ی تاریخ سینما قلمداد می‌شود. ”اورسن ولز“، فیلم‌ساز نامی، گفته است این یکی از فیلم‌هایی است که وی با خود به ”کشتی نوح“ احتمالی خواهد برد. با این همه، این فیلم تنها نامزد دریافت اسکار خارجی شد و آکادمی اسکار آن را قابل تقدیر ندانست!

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

گم‌شده در غبار تاریخ…

وینچا
یکی از بزرگ‌ترین تمدن‌های ماقبل تاریخ اروپا، که 5500 سال پیش از میلاد در مناطق وسیعی از اروپا (در صربستان و رومانی امروزی) می‌زیستند، وینچا‌ها (تورداس) بودند. این مردمان عصر نوسنگی که دوران اوج ایشان 1500 سال به درازا کشید، نام کنونی خویش را از دهکده‌ای در ساحل رود دانوب گرفته‌اند. ایشان شاید نخستین تمدن اروپایی بودند که به ساخت ابزار فلزی پرداختند و شاید نخستین کسانی که از مس استفاده کردند. آن‌ها همچنین نخستین قومی بودند که دست به استخراج روش‌مندِ معادن زدند.
Vink (1)

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

برگزیده آثار «لئونارد کوهِن»

”همه می‌دانند تاس‌ها تقلبی‌اند
و همه با امید واهی به بازی چشم دوخته‌اند
همه می‌دانند جنگ به پایان رسیده
و می‌دانند چه بسیار انسان‌های نیک از بین رفته‌اند
همه می‌دانند جنگ فریبی بیش نبود
که فقرا فقیرتر می‌شوند و اغنیا غنی‌تر
این رسم زمانۀ ما است
و همه می‌دانند

همه با‌ خبرند قایق در حال غرق شدن است
و می‌دانند که ناخدا دروغ می‌گوید…“

لئونارد کوهن، نغمه‌سرا، آهنگ‌ساز، شاعر و نویسندۀ کانادایی بود. وی از چهره‌های برجستۀ تالار مشاهیر موسیقی راک اند رول آمریکا، تالار مشاهیر موسیقی کانادا و تالار مشاهیر نغمه‌سرایان کانادایی است. وی همچنین جایزۀ ادبی ”شاهزاده آستوریاس“ را در سال 2011 دریافت کرده است. موسیقی وی، او را در ردیف مشاهیری چون باب دیلن و پل سایمون قرار داده است. بسیاری از منتقدین، وی را یکی از برجسته‌ترین چهره‌های موسیقی دهۀ شصت میلادی می‌دانند. بسیاری ترانۀ ”هله‌لویا“ی وی را از برترین آثار موسیقی راک قلمداد می‌کنند. وی در نوامبر سال 2016 میلادی درگذشت. برگزیده‌ای از آثار مطرح این هنرمند پر آوازه را از پیوندهای زیر دریافت کنید.
LCohen

دریافت بخش نخست (30 مگابایت) — پیوند کمکی (مدیافایر) — پیوند کمکی (دراپ باکس)
دریافت بخش دوم (30 مگابایت) — پیوند کمکی (مدیافایر) — پیوند کمکی (دراپ باکس)
دریافت بخش سوم (20 مگابایت) — پیوند کمکی (مدیافایر) — پیوند کمکی (دراپ باکس)
ژانر: راک، گاسپل، فولک

از همین دست بخوانید:
برگزیده آثار جِنِسیس
برگزیده آثار پیتر گابریل
برگزیده آثار سوپر‌ترمپ
ترانه‌های یهودیان اشکِنازی

از روبرو با شلاق!

√ پول ریشۀ همه شرها است. اما اگر پول نداشته باشی، جامعه چندان به تو روی خوش نشان نمی‌دهد. هر چه از این ”شر“ کمتر داشته باشی، کمتر هم آدم به حساب میایی… به زمین خوش آمدید! 

√ فرمولِ ”سر شب خوابیدن و کلۀ سحر بیدار شدن“، شما را در طیف طبقۀ کارگر قرار می‌دهد… ثروتمند‌ها، اختیار زمان خوابیدن و بیدار شدن‌شان دست خودشان است. 

√ هر کدام از ما، یکی از تریلیون‌ها موجود زنده روی یکی از تریلیون‌ها سیارۀ واقع در تریلیون‌ها کهکشان، متعلق به یک کیهان بی‌انتها و همیشه چرخان هستیم… و با این‌همه، همیشه کسانی هستند که خود را ”مهم“ می‌پندارند. به این اشخاص، ”مرد“ و ”زن “ گفته می‌شود. شاید لازم باشد از آن‌ها اجتناب کنید. 

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

از دفتر خاطرات روسپی‌ها

”یه بار یه مشتری ازم خواس پشتشو بخارونم… یه ساعت و نیم پشتشو خاروندم، بدون این که کار دیگه‌ای بکنیم!“

”واسه یه سال و خرده‌ای، هفته‌ای یه روز می‌رفتم پیشش، حتی رخت چرکهام هم می‌بردم خونه‌اش می‌شستم. بعدش دو‌تایی مست می‌کردیم، اونم بغلم می‌کرد و از زندگی افتضاحش برام تعریف می‌کرد. دو سه بار هم بین حرفاش می‌زد زیر گریه… کارمون همین بود.“

”یه مشتری دانشجو داشتم، یه شب بهم 250 دلار داد تا بهش رقص یاد بدم… خب منم یادش دادم.“

”یکی از مشتریام فقط نقاشیم رو کشید. حتی ازم نخواس لباسامو در بیارم.“

”خیلی از مشتریام فقط بهم زنگ میزنن که برم و بغلشون کنم… خیلیا فقط می‌خوان یکی باشه بهشون محبت کنه و به حرفاشون گوش بده…“

”یه بار یکی بهم 400 دلار داد تا با لگد بزنم تو بیضه‌هاش. بعدم شال و کلاه کنم و با کفش پاشنه بلند روش راه برم!“

”یه مشتری داشتم دیوونۀ پری دریایی بود. کار منم این بود که وقتی میرم پیشش، از این لباسای پری دریاییا بپوشم. وانمود کنم کف زمین دارم خفه می‌شم. اون هم وانمود می‌کرد منو نجات میده و میبره میندازتم توی دریا که تا ابد به خوبی و خوشی زندگی کنم…“

”یه مشتری داشتم باهاش می‌خوابیدم، تا یه بار فقط ازم خواس چند تا از این شلوارای گل‌گلیِ چسبون براش بپوشم، نگام کنه!“

”یه آقایی بود بعضی شب‌ها می‌اومد فاحشه خونه، یه دختری می‌خواس که لباس بپوشه چسان‌فسان کنه، بعد بشینه رو شکم آقا. اون آقاهه هم همین‌جور یه داستانی تعریف می‌کرد که چطور یه بار چند تا دختر مکش مرگ ما، اونو با ماشین زیر گرفته بودند… یه بار حتی از من خواست با ماشینم زیرش بگیرم. گفتم نه… خواستم در برم، که پاشو گذاشت زیر چرخ ماشین… فرداش هم اومد یه پنجاه دلاری گذاشت کف دستم!“

”یه مشتری بود، می‌خواست براش لباسای اون چنانی بپوشم و اتاقو براش جارو بکشم… اونم فیلممو ور می‌داشت. نه لخت می‌شدم نه چیزی… همین!“

”یه بار یکی از مشتریام منو برداشت با ماشینش، رفتیم لب ساحل تا من اقیانوس رو از نزدیک تماشا کنم. آخه تا اون موقع از نزدیک اقیانوس رو ندیده بودم.“

حماقت‌های بشری

در ماه مارس 1826 میلادی، جوزف اسمیث، جوان 21 ساله، متهم به کلاه‌برداری و بر هم زدن نظم عمومی شد. وی در دادگاهی که در ”بینبریج“ برگزار شد، اعتراف کرد که سر مردم کلاه می‌گذاشته و به ایشان وعده داده است که با کمک یک سنگ جادویی، می‌تواند اشیاء گمشده‌ی آن‌ها را پیدا کند.
18 ماه بعد، همین آقای جوزف اسمیث، ادعا کرد دو فرشته بر وی ظاهر شده و جایگاه لوحه‌های طلایی را به وی نشان داده‌اند که بر آن‌ها کلماتی غریب نقش بسته… و این الواح را که خودش آن‌ها را پیدا کرده بود، تنها می‌شد به کمک یک سنگ جادویی و توسط خود وی، خواند! جوزف اسمیث به این ترتیب پایه‌گذار مکتب مذهبی ”مورمون“ شد… مکتبی که بر این باور است که تعالیم، آداب و رسوم از طریق ”وحی الهی“ به جوزف اسمیث منتقل می‌شود.
hst (0) ادامهٔ این نوشته را بخوانید

والت دیزنی: رویاهایی از جنس وحشت و خون


پینوکیو


1_resize
در اولین نگارش داستان، عروسکِ چوبی بواسطه‌ی اعمال بدش، از سوی پدر ژپتو محکوم به نابودی می‌شود، اما پینوکیو از خشونت پدر ژپتو می‌گریزد. هنگامی که ژپتو به تعقیب پینوکیو بر می‌آید، توسط پلیسی که گمان می‌برد پیرمرد قصد آزار پینوکیو را دارد، دستگیر و به زندان افکنده می‌شود. در همین حال پینوکیو به منزل ژپتو باز می‌گردد و در آنجا یا جیرجیرک صد ساله‌ی پیری روبرو می‌شود که به پینوکیو اخطار می‌کند پسرهای بد، به الاغ تبدیل خواهند شد. اما پینوکیو با چکشی، جیرجیرک معروف والت دیزنی را ”له“ می‌کند!
در داستان اولیه، پینوکیو به زحمت از سوختن بعنوان هیزم آتش نجات می‌یابد، پنجه‌ی گربه‌ی شروری را با دندان می‌کند و با پری مو آبیِ زیبایی ملاقات می‌کند. پری به پینوکیو اعتراف می‌کند که در حقیقت دختر جوان مرده‌ای است که منتظر است تا مردم برای دفن جسد وی بیایند. سرانجام پینوکیو توسط گربه‌ی شرور (گربه نره) و همکارش روباه، از درختی آویخته می‌شود تا به آرامی به مرگی رقت‌بار، در می‌گذرد…
اما این پایان، چندان به مذاق ناشران و ویراستاران آن زمان خوش نیامد. پس تغییراتی لازم بود. قسمت دومی به داستان افزوده شد که در آن، پری زیبا، پینوکیو را نجات داده و نزد خود می‌آورد. اما پینوکیو به کارهای بد خود ادامه داده و تبدیل به الاغ می‌شود. سپس یک موسیقیدان او را می‌خرد تا اورا بکشد، پوستش را بکند و از آن طبل درست کند! سرانجام موسیقیدان پینوکیو را در دریا غرق می‌کند، ماهی ها شروع به خوردن گوشت و استخوان او می‌کنند تا تنها بدن چوبی عروسک باقی می‌ماند. اینجاست که پینوکیو توسط کوسه‌ای بلعیده می‌شود و در شکم آن، پدر ژپتو را می‌یابد که سعی در خوردن ماهی زنده‌ای را دارد که دائم از دستش لیز می‌خورد. پایان داستان را همه میدانیم. پینوکیو از پدر خود پرستاری می‌کند و به پاس پسر خوبی بودن، تبدیل به کودکی واقعی می‌شود.

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

آثار جاودانه‌ی موسیقی کلاسیک (9)


پیش‌درآمد پرده نخست، لا تراویاتا… اثر جوزپه وردیVerdi (1)_resize


لا تراویاتا (La traviata ) اپرایی است در سه پرده از ”جوزپه وردی“ (Giuseppe Verdi) آهنگ‌سازِ شهیر ایتالیایی که بر اساس نمایش‌نامه‌ی ”خانم کاملیا“، اقتباس شده از رمانی اثر ”الکساندر دوما“ (پسر) تنظیم شده است. این اپرا نخستین بار به سال ۱۸۵۳ میلادی با نام ”ویولتا“ در ونیز به روی صحنه رفت. اپراهای جوزپه وردی (1901-1812) از جمله مشهورترین و پر اجرا‌ترین اپراهای جهان هستند و بسیاری، آثار وی را در زمینۀ اپرا، هم‌سنگ آثار ”بتهوون“ در سمفونی می‌دانند. اپرای ”لا تراویاتا“ (زن گمراه) پر اجراترین اپرای جهان به شمار می‌رود.

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

آثار جاودانه‌ی موسیقی کلاسیک (8)


آمرزش‌خوانی آلمانی، موومان چهارم… اثر یوهانس برامسbrahms(2


”آمرزش‌خوانی آلمانی“ (سوگ‌نامه‌ی آلمانی – Ein deutsches Requiem) اُپوس ۴۵، طولانی‌ترین ساختهٔ یوهانس برامس (۱۸۹۷–۱۸۳۳) است که میان سال‌های ۱۸۶۵ تا ۱۸۶۸ میلادی برای گروه کر، ارکستر، و دو تک‌خوان سوپرانو و باریتون تصنیف کرده است. این اثر از هفت موومان تشکیل شده و امروزه مرگ مادر برامس و دوست او، روبرت شومان دو انگیزهٔ تصنیف آن دانسته می‌شود. یوهانِس برامس (Johannes Brahms) موسیقی‌دان شهیر آلمانی دوران رمانتیک است. برامس از آهنگ‌سازانی است که به موسیقی فولکلوریک آلمانی علاقه شدیدی داشت و در نتیجه، بیشتر نغمه‌های سازی و آوازی او رنگ و بوی آهنگ‌های محلی را دارند. از آثار وی می‌توان به کنسرتو پیانوها، سونات‌ها و والس‌های با ارزشی اشاره کرد.

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

زمینِ پاک: نغمه‌هایی از سرخ‌پوستان آمریکا

زمین پاک: نغمه‌هایی از سرخ‌پوستان آمریکا برای مادرمان زمین، برگزیده‌ای از ده ترانه اثر هنرمندان سرخ‌پوست است در نکو‌داشت روز زمین… با ترانه‌هایی از هنرمندان بومی آمریکا چون بیل میلر، رابرت میرابال و جوُان شِناندوا. این اثر زیبا را از پیوندهای زیر دریافت کنید.
sacred_resize


دریافت بخش نخست (25 مگابایت) – پیوند کمکی (مدیافایر) پیوند کمکی (ترین بیت)
دریافت  بخش  دوم (23 مگابایت)  – پیوند کمکی (مدیافایر) پیوند کمکی (ترین بیت)


ژانر: موسیقی بومی – موسیقی جهان

آن چه با دنیا می‌کنیم…

من و بابا و زندگی

هر کاری از بابای من ساخته است… حتی بافتن موهای منs00sh (2)

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

آثار جاودانه‌ی موسیقی کلاسیک (7)


leo-delibes2_resize نوکتورن از بالۀ کُپِلیا… اثر لئو دِلیب


باله‌ی Coppélia به طراحی آرتور سن لئون بر اساس اثر آهنگساز فرانسوی ”لئو دِلیب“ (1891-1836) است که به سال 1870 به نمایش در آمد. اشعار این اُپرا که در سه پرده تنظیم شده است، از ژان لوئی اِتیِن نوییتر است. قطعۀ شبانگاهی (نوکتورن) از پرده‌ی سوم این باله، از جمله آثار مشهور دلیب است. لئو دلیب (Léo Delibes)، بیشتر آثار خود را در زمینه‌ی باله و اپرا آفریده که از مشهور‌ترین آن‌ها می‌توان به ”کُپِلیا“، ”سیلویا“ و ”لاکمی“ اشاره کرد. این قطعه را از پیوندهای زیر دریافت کنید.

نوکتورن از بالۀ کُپِلیا (3 مگابایت) – پیوند کمکی
ادامهٔ این نوشته را بخوانید

از سگ‌ها… و آدم‌ها!

این سگ که کابانگ نام دارد، شاید چهرۀ وحشتناکی داشته باشد… اما او نیمی از صورت خود را هنگامی از دست داده است که دو دختر‌بچه‌ی فیلیپینی را، از برخورد با موتور‌سیکلت و مرگ حتمی، نجات داده است.
01 ادامهٔ این نوشته را بخوانید