بایگانی برچسب‌ها: کارل سیگن

فرگشتِ چشم

در آغاز، زندگی نابینا بود. پیش از آن که چشمی برای دیدن وجود داشته باشد… و دنیای ما برای 4 میلیارد سال چنین بود.


”چشم“، شاهکاری از پیچیدگی ساختاری که از قرنیه، عنبیه، عدسی، شبکیه، عصب‌های نوری و عضله‌ها تشکیل شده و تفسیر تصاویر را بر عهده‌ی شبکه‌ی عصبی مغز گذاشته است، ساختاری بسیار پیچیده‌تر از هر ابزاری است که تا کنون توسط هوش انسانی ساخته شده و از همین رو استدلال می‌شد چشم انسان نمی‌تواند حاصلِ تکاملی ”ناآگاه“ باشد. برای این که ببینیم آیا این حرف درست است یا خیر، به سفر در طول زمان می‌پردازیم و به دنیایی می‌رویم که هنوز در آن، چشمی برای دیدن وجود نداشت. آموزگار ما در این سفر، ”نیل دِ‌گرس تایسون“ اختر‌فیزیک‌دان برجسته‌ی آمریکایی است که با زبانی شیوا و جذاب، چگونگی فَرگشت و پیدایش چشم در موجودات زنده را تشریح می‌کند. این ویدئوی کوتاه و آموزنده را از پیوندهای زیر دریافت کنید.cosmos


√ نسخه‌ی با زیر‌نویس پارسی (480p):
دریافت بخش نخست (25 مگابایت) — پیوند کمکی
دریافت بخش دوم (25 مگابایت) — پیوند کمکی
دریافت بخش سوم (25 مگابایت) — پیوند کمکی
دریافت بخش چهارم(20 مگابایت) — پیوند کمکی


√ نسخه‌ی بدون زیرنویس (480p):
دریافت بخش نخست (30 مگابایت) — پیوند کمکی
دریافت بخش دوم (30 مگابایت) — پیوند کمکی
دریافت بخش سوم (30 مگابایت) — پیوند کمکی
دریافت بخش چهارم (18 مگابایت) — پیوند کمکی


√ برگرفته از سریال علمی ”کیهان: یک اودیسه‌ی فضا-زمانی“ با اجرای نیل تایسون و تهیه‌کنندگی سِث مک‌فارلن. نیل تایسن یکی از معروف‌ترین سخن‌رانان و مروجان دانش نوین به شمار می‌رود و بسیاری، او را جانشین کارل سیگن می‌دانند. او علاوه بر فعالیت‌های علمی‌اش و حضور در برنامه‌های تلویزیونی، چندین کتابِ دانش برای همگان نوشته، مدیر افلاک‌نمای ”هایدن“ نیویورک است و دانشیار تحقیقاتی بخش اخترفیزیک موزه‌ی تاریخ طبیعی آمریکاست.


توضیح: برای باز کردن فایلهای فشرده پس از دانلود تمام قسمت ها، از نرم افزار رایگان همچون 7zip (دانلود) یا Winrar (دانلود) استفاده کنید

این نقطه‌ی پریده‌رنگِ آبی

بار دیگر به این نقطه نگاه کنید. همین جا… آنجا خانه است. این ماییم.

PBD

همۀ آنها که دوستشان داریم ، هر کسی را که می‌شناسیم، هر کسی که از او تا به حال شنیده‌ایم، هر انسانی که تا کنون زیسته است، ‌بر همین نقطه زندگی کرده است.

مجموع همه خوشی‌ها و رنج‌‌های ما، هزاران آموزۀ‌ اقتصادی، ایدئولوژی‌ و مذاهب دلگرم‌کننده، هر شکارچی و کاوشگری، هر قهرمان و هر بزدلی، هر آفریننده و هر نابودکنندۀ تمدنی، هر شاه و رعیتی، هر زوج جوان عاشقی، هر کودکِ سرخوشی، هر مادر و پدری، هر مخترع و مکتشفی، هر معلم اخلاقی، هر سیاستمدار فاسدی، هر هنرمند مشهوری، هر رهبر عالی‌رتبه‌ای و هر معصوم و هر گناهکاری در تاریخ نوع بشر، روی همین نقطه‌ی غبارگونۀ معلق در پرتو آفتاب ، تجلی یافته‌ و زیسته‌ است.
زمین، جایگاه کوچکی در گسترۀ بیکران گیتی است. به رودهای خونی فکر کنید که ژنرال‌ها و امپراتور‌ها جاری کردند تا بتوانند برای زمانی کوتاه، آقا و سرورِ قسمتی از این نقطه شوند. به بلاهای وحشیانه‌ای فکر کنید که به وسیلۀ ساکنان یک گوشه از این نقطه‌ی به سختی قابل تشخیص، بر سر ساکنان یک گوشه‌ی دیگر آمد‌. و چه کژ پندارانه، و چه حریص در کشتن، و نفرتشان تا چه پایه عمیق! خودنمایی‌هایمان، تصورِ مهم بودنمان، تصور این که حق ویژه‌ای در عرصه‌ی گیتی داریم، به دست این نقطه‌ی رنگ‌پریده به چالش کشیده می‌شود. زمین، تا آنجا که می‌دانیم، تنها مکانی است که میزبان حیات بوده است. و تا آینده‌ای دور تنها جایی است که در اختیار داریم. مکانی دیگر نیست که بتوانیم بر آن رحلِ اقامت بیفکنیم. می‌شود به دنیاهای دیگر دسترسی پیدا کرد، اما نه برای مهاجرت و نه به این زودی. چه بخواهیم و چه نخواهیم، زمین فعلا تنها ریسمانِ امیدی است که می‌توان به آن چنگ زد. سیاره‌ی ما، نقطۀ کوچکی در تیرگی عظیم احاطه‌کننده‌اش است. در همه این بی‌کرانگی، چیزی نیست که بتواند از جایی برای رهایی از شر خودمان به یاری‌مان بیاید. این مهم، بر عهدۀ خود ماست.
گفته می‌شود که ستاره‌شناسی باعث فروتنی می‌شود و من می‌خواهم اضافه کنم که ستاره‌شناسی، باعث خودسازی نیز می‌شود. به باور من، شاید هیچ برهانی درباره نابخردیِ غرور بشر، بهتر از این تصویر دور از دنیای کوچک ما، نباشد.

از نظر من، این تصویر بر مسئولیت ما برای برخورد مهربانانه و مشفقانه با یکدیگر تأکید می‌کند و همچنین بر گرامی داشتن و محافظت از این نقطه‌ی پریده‌رنگِ آبی… تنها خانه‌ای که از آنِ ماست.

نوشتۀ کارل سیگِن، اخترشناس آمریکایی و برندۀ جایزۀ پولیتزر