بایگانی برچسب‌ها: کتاب

والت دیزنی: رویاهایی از جنس وحشت و خون


پینوکیو


1_resize
در اولین نگارش داستان، عروسکِ چوبی بواسطه‌ی اعمال بدش، از سوی پدر ژپتو محکوم به نابودی می‌شود، اما پینوکیو از خشونت پدر ژپتو می‌گریزد. هنگامی که ژپتو به تعقیب پینوکیو بر می‌آید، توسط پلیسی که گمان می‌برد پیرمرد قصد آزار پینوکیو را دارد، دستگیر و به زندان افکنده می‌شود. در همین حال پینوکیو به منزل ژپتو باز می‌گردد و در آنجا یا جیرجیرک صد ساله‌ی پیری روبرو می‌شود که به پینوکیو اخطار می‌کند پسرهای بد، به الاغ تبدیل خواهند شد. اما پینوکیو با چکشی، جیرجیرک معروف والت دیزنی را ”له“ می‌کند!
در داستان اولیه، پینوکیو به زحمت از سوختن بعنوان هیزم آتش نجات می‌یابد، پنجه‌ی گربه‌ی شروری را با دندان می‌کند و با پری مو آبیِ زیبایی ملاقات می‌کند. پری به پینوکیو اعتراف می‌کند که در حقیقت دختر جوان مرده‌ای است که منتظر است تا مردم برای دفن جسد وی بیایند. سرانجام پینوکیو توسط گربه‌ی شرور (گربه نره) و همکارش روباه، از درختی آویخته می‌شود تا به آرامی به مرگی رقت‌بار، در می‌گذرد…
اما این پایان، چندان به مذاق ناشران و ویراستاران آن زمان خوش نیامد. پس تغییراتی لازم بود. قسمت دومی به داستان افزوده شد که در آن، پری زیبا، پینوکیو را نجات داده و نزد خود می‌آورد. اما پینوکیو به کارهای بد خود ادامه داده و تبدیل به الاغ می‌شود. سپس یک موسیقیدان او را می‌خرد تا اورا بکشد، پوستش را بکند و از آن طبل درست کند! سرانجام موسیقیدان پینوکیو را در دریا غرق می‌کند، ماهی ها شروع به خوردن گوشت و استخوان او می‌کنند تا تنها بدن چوبی عروسک باقی می‌ماند. اینجاست که پینوکیو توسط کوسه‌ای بلعیده می‌شود و در شکم آن، پدر ژپتو را می‌یابد که سعی در خوردن ماهی زنده‌ای را دارد که دائم از دستش لیز می‌خورد. پایان داستان را همه میدانیم. پینوکیو از پدر خود پرستاری می‌کند و به پاس پسر خوبی بودن، تبدیل به کودکی واقعی می‌شود.

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

Advertisements

مرتد در آتش

پُمپونیو دی الجِریو
Algerio_resizeدی الجِریو، دانشجوی حقوق دانشگاه پادوآ بود که به خاطر عقایدش به دادگاه تفتیش عقاید فرا خوانده شد. وی که در روز دادگاه با لباس دانشجویی در جایگاه حاضر شد تا نشان دهد در قواره‌ی یک دانشجو، حق تفحص و جستجو در مفاهیم را دارد، معتقد بود که هیچ کس نباید عقاید مذهبی خود را محدود به چارچوب یک کلیسای خاص کند.
زمانی که در زندان به سر می برد، تقاضای عفو و توبه را رد کرد و نوشت که در زندان به آرامش و امید دست یافته است. پس از یک سال، وی برای اجرای حکم مجازاتش به رم تحویل داده شد و همان زمان، وی پیشنهاد راهبی را که می‌خواست از روی ترحم او را خفه کند، رد کرد!
به سال 1556، الجِریو در روغن داغ انداخته شد (برخی منابع از سوزاندن وی خبر داده‌اند). شاهدان گفته‌اند پانزده دقیقه طول کشید تا وی سوخت و جان داد و در تمام این مدت، خاموش بود.

ادامهٔ این نوشته را بخوانید